تبلیغات
بهشتیان - مطالب دانستنیها

باید با آن روبه رو شوید. ما همه انسانیم. ممکن است گاهی در بعضی موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی، دست و پا چلفت بودن، کمرویی و خجالت کنیم و نتوانیم آنچه را که در مورد آن فکر می کنیم صراحتاً بر زبان آوریم و کلمات مناسب برای ابراز آن را پیدا  نمی کنیم. ممکن است در یک مراسم ترحیم یا روزی باشد که یکی از هکارانتان از کار اخراج می شود. ممکن است هر جایی این احساس را تجربه کنید.

 

با این احساس مقابله کنید

چیزی که مهم است این است که یاد بگیرید چطور این احساس را در خود کنترل کرده و در این موقعیت های خطرناک چه بکنید. با اینکه می دانید فرد مقابل حرف اشتباهی زده است، به جای ترک گفتگو باید سعی کنید که فرد مقابل را متقاعد کنید.

 

برای مثال وقتی در یک مراسم ترحیم به دوستتان تسلیت می گویید و او می گوید: "نگران نباش، من خیلی هم به او نزدیک نبودم." شما چطور جواب می دهید؟ در مهمانی های فامیلی هم ممکن است از این اتفاقات بیفتد و یکی از بستگان سؤالات زیادی در مورد هدیه ای که آورده اید بپرسد. با این رفتار چطور برخورد می کنید؟

 

خوشبختانه، من راه حلی برای این موقعیت ها دارم. این نکات را بخوانید تا یاد بگیرید که در این موقعیت های ناراحت کننده چطور رفتار کنید.  

 

کسی از شما تعریف و تمجید می کند

سه ماه است که در ساعات بین کاریتان به باشگاه رفته و ورزش می کنید و کم کم ماهیچه هایتان دارند روی فرم می آیند. می دانید که ظاهر خوبی پیدا کرده اید. دوستی قدیمی را می بینید. او سریعاً متوجه تغییرات فیزیکی شما می شود و صادقانه مشغول تحسین کردن و تعریف کردن از شما می شود. اما شما فرد خجالتی و متواضعی هستید و نمی دانید که چطور پاسخ این دوست را بدهید.

 

چه بگویید:

گاهی یک جواب ساده بهترین جواب است. در این موقعیت هم وضع به همین منوال است. جواب ساده ای مثل یک "متشکرم" کوتاه می تواند کارتان را آسان کند. هنگام گفتن این جمله در چشمان دوستتان نگاه کنید تا تاثیر بیشتری بگذارد.

 

می توانید این تشکر را کمی بیشتر آب و تاب داده و کمی شکسته نفسی بکنید. آهسته پشت دوستتان را نوازش کرده یا از سایر حرکات دوستانه استفاده کنید تا بفهمد که تعریفش را جدی گرفته اید.

 

در آخر برای اینکه این تمجید را به موضوع بحث بکشانید می توانید کمی در مورد این تغییرتان یا اینکه چطور وزن کم کرده اید با او صحبت کنید. این باعث می شود که دوستتان تصور کند موضوع کاملاً مهمی را متوجه شده است.  

 

به دوستی تسلیت می گویید

یکی از بدترین موقعیت ها وقتی اتفاق می افتد که دوستی یکی از بستگان نزدیکش مثل مادر یا پدرش را از دست می دهد. شما می خواهید دوستتان را مطمئن کنید که آنجایید و حاضرید هر کاری انجام دهید تا ناراحتی او کمتر شود. اما نمی دانید که او چطور با این مشکل کنار می آید و نمی خواهید مرزها را از بین ببرید. احساس همدردی با دوستان در چنین موقعیت هایی کار ساده ای نیست. چطور برای ابراز آنچه در فکرتان است کلمه ها را پیدا می کنید؟

 

چه بگویید: 

بهترین راه این است که صادق باشید. تماس های دوستانه (مثل بغل کردن، دست روی شانه ی فرد گذاشتن و...) می تواند بسیار کمک کننده باشد. لازم نیست از روی چاپلوسی و ریاکاری با او درد و دل کنید. چیزی بگویید که واقعاً به آن فکر می کنید. اگر واقعاً به آن اعتقاد دارید بگویید : "هر وقت خواستی من پیشت هستم" اما اگر واقعاً نمی توانید این کار را انجام دهید گفتن ساده ی "متاسفم، همدردی من را بپذیر" کفایت می کند. همین که در مجلس ترحیم شرکت کرده اید نشاندهنده ی این است که به او اهمیت می دهید.

 

در این موقع از سوال کردن ابا نداشته باشید. در مورد ترتیب دادن مجلس ختم و این مسائل از او سوال کنید تا کمی از ناراحتی او کم شود. سعی کنید هر چه می توانید انجام دهید تا کمی از ناراحتی های او کم کنید. از گفتن جمله های کلیشه ای مثل "زندگی خوبی داشت" خودداری کنید. این جمله ها در آن شرایط کمی بی معنا هستند.

 

 

یکی از آشنایانتان از کار اخراج می شود

با یکی از همکارانتان در اداره روابط نزدیکی داشته اید، اما او مجبور به ترک کار شده است. مطمئناً از این مسئله بسیار ناراحت است و شما کسی هستید که باید کمی به او اعتماد به نفس دوباره بدهید. چه کار می کنید؟

 

چه بگویید: 

درست است که من همیشه طرفدار صداقت هستم اما در این موقعیت گفتن دروغ مصلحتی بد نیست و خیلی به بهبود حال دوستتان کمک می کند. فکر می کنید شانسی برای پیدا کردن شغلی با همان موقعیت ندارد؟ اشکالی ندارد، دروغ بگویید. به او اطمینان دهید که شرکت های بسیاری هستند که راغب به استفاده از فردی با شرایط او می باشند. با این کار باعث خواهید شد که تصور کند هنوز هم فرد فعالی در اجتماع می باشد و اعتماد به نفس از دست رفته خود را دوباره به دست آورد. به او بگویید که می تواند روی کمک شما حساب کند. اما قول پیدا کردن کار جدید را به او ندهید. حرفی بزنید که بتوانید به آن عمل کنید.

 

 

تصادفاً کسی را می رنجانید

همسر یکی از دوستانتان که حامله است به شما می گوید که می خواهد اسم دخترش را بولا بگذارد. شما این مسئله را در جمع دوستانتان تعریف می کنید و با خنده و مسخره می گویید که بولا خیلی اسم زشتی است. یکی از دوستانتان در جمع ناراحت شده و می گوید که اسم مادر او هم بولا است. چه جوابی می خواهید بدهید؟

 

چه بگویید:

یکی از بهترین راه های در رفتن از چنین موقعیت هایی این است که مسئله را به شوخی و خنده گرفته و جوری صحبت را عوض کنید. مثلاً بگویید که چقدر همیشه حتی از اسم خودتان هم متنفر بوده اید. راه دیگر این است که خیلی ساده از دوستتان عذرخواهی کرده و بگویید که قصد بدی نداشته اید.

 

 

یک "حالت چطوره؟" ی ساده برایتان داستان می سازد

امروزه اصطلاحاتی مثل "چطوری؟" یا "حالت چطوره؟" مثل سلام کردن برای احوالپرسی استفاده می شود. فکر می کنید مردم واقعاً دوست دارند بدانند که شما چطور هستید؟ نخیر، آنها فقط می خواهند که سلامی کرده باشند و توقع دارند که شما هم در جواب بگویید "خیلی ممنون، شما چطورید؟" گاهی ممکن است برایتان پیش آید که فردی این موضوع را درک نکرده و با چنین سوالی از جانب شما شروع به گفتن داستان زندگیش کند. در چنین مواقعی چه برخوردی دارید؟

 

چه بگویید:

در اینگونه مواقع سعی کنید روی موضوع مورد بحث تمرکز کنید. اگر در جواب حالت چطوره ی شما گفته مریض است و تب دارد، از او در این مورد بیشتر سوال کنید و نظرات و توصیه های خود را هم به او بگویید. سعی کنید با او به خوبی برخورد کرده و به نرمی صحبت کنید. دوستی که با یک حالت چطوره مشکلات زندگیش را برایتان بیان می کند حتماً نیاز به دردودل کردن دارد.

 

 

کسی ناخواسته به شما توهین می کند

ممکن است جدیداً رابطه تان با نامزدتان را به هم زده باشید و اوقات سختی را می گذرانید و در این مورد با دوستانتان درد و دل می کنید. یکی از دوستانتان برای همدردی می گوید "او از آن اول هم به درد تو نمی خورد" یا "زشت بود." شما متعجب می شوید و با خود فکر می کنید که آیا وقتی این همه مدت با آن فرد بوده اید هم او چنین فکری می کرده است؟ شما هنوز نسبت به او احساس علاقه می کنید و این دوست با گفتن این حرف ها به کسی که برایتان عزیز است توهین کرده است. شاید دوستتان منظوری هم نداشته باشد اما به هر حال حرفی زده است. در این مواقع چه می کنید؟

 

چه بگویید:

اولین واکنش شما باید نادیده گرفتن آن حرف باشد. طوری که انگار حرف آن فرد اصلاً ارزش توجه هم نداشته است. به قولی "جواب ابلهان خاموشی است." پس فراموشش کنید. راه دیگر این است که با دوست خود صحبت کرده و ماجرا را کاملاً برایش شرح دهید تا بفهمد که چه اتفاقی افتاده است.

 

 

در موقعیت ها به جا عمل کنید

ممکن است که یافتن کلمات به جا و مناسب در همه ی موقعیت ها ممکن نباشد اما با رعایت این نکات می توانید راحت تر با این شرایط کنار بیایید. به جای اینکه احساس ناراحتی و دست و پا چلفتی بودن کنید، منظور خود را کوتاه و کامل با رعایت صداقت بیان کنید.

روانشناسی - روش های موفقیت - در موقعیت های دشوار ماهرانه رفتار کنید

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com




طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، اجتماعی، بهشتیان، فرهنگی، آموزش، اطلاعات عمومی، مقاله، دانستنیها،
برچسب ها: در موقعیت های دشوار ماهرانه رفتار کنید،

تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 08:21 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

موفقیت در زندگی

 

کسانی که در زندگی خود موفق هستند، با این دو فاکتور آشنایی کامل دارند. آیا شما هم این دو فاکتور را در زندگی خود می بینید؟

 

آیا شما هم با ما هم عقیده اید که اکثر ما این روزها، فرصت های یکسان و پتانسیل یکسان داریم؟ اگر با ما موافق باشید، احتمالاً این سؤال به ذهنتان می آید: اگر همه ی ما موقعیت ها و پتانسیل یکسانی داریم، چرا بعضی از ما از بقیه موفق تر هستند؟

 

می توان گفت که آن بعضی ها، فکر اقتصادی بهتری نسبت به بقیه دارند اما با این وجود خیلی ها را هم می بینیم که از صفر (یا حتی زیر صفر) شروع کردند و امروز ثروت زیادی به هم زده اند. بعضی از آدم ها توانایی های تحصیلی و آموزشی بیشتری نسبت به بقیه دارند اما با این وجود خیلی ها هم بعد از سالها رفوزگی و نیاموختن حتی یک کلمه، توانستند به مدارج عالی علمی دست یابند. می توانیم بگوییم که برخی ذوق و استعداد بیشتری نسبت به بقیه دارند، اما با این وجود خیلی ها با تصمیم گیری عالی اما با استعداد کمتر توانسته اند موفقیت های چشمگیری به دست آورند.

 

برای قوانین کلی همیشه استثناء وجود دارد....اما اگر مسئله این باشد، یک سؤال دارم، اگر برای قوانین کلی استثنا وجوددارد، پس آن قانون باید اول یک قانون باشد. من یک نویسنده هستم،  رمان می نویسم و درمورد رشد و توسعه شخصی هم گهگاه مطلب مینویسم. خیی تحقیق میکنم چون دوست دارم نوشته هایم عمیق باشد. چیزی که می خواهم با شما در میان بگذارم، بخشی از آن تحقیقات است، تحقیقاتی که قدم های ضروری برای رسیدن به موفقیت را به ما نشان می دهد.

 

آنچه دریافته ام این است که افراد موفق، با یکسری ویژگی ها و خصوصیات بسیار عالی کارشان را شروع می کنند. باور من این است که داشتن این ویژگی ها، آنقدر برای موفقیت حیاتی است که اگر فاقد آن باشید، هیچگاه موفق نخواهید شد.

 

خیلی از افراد که موفقیت چندانی در زندگی به دست نمی آورند، این دو مسئله را فراموش می کنند. بگذارید روشنتان کنم...

 

کسانی که موفق می شوند—آنها که با هدف زندگی می کنند—قبل از شروع تلاششان برای رسیدن به موفقیت، می دانند که چه می خواهند. هدفشان برای آنها کاملاً مشخص است. می دانند که چه می خواهند و فقط از فرصت هایی استفاده میکنند که آنها را به هدفشان نزدیکتر کند. و اما ویژگی بعد...

 

کسانی که موفق می شوند همینطور که در راه زندگیشان که به سمت هدفشان طی می شود، می دانند که می خواهند به چه کسی تبدیل شوند. آنها از گذشته شان برای شکل دادن به آینده استفاده میکنند، آن چیزهایی که لازم دارند را حفظ کرده و چیزهایی را که به دردشان نمی خورد دور می ریزند.

 

در این رابطه فکر کنید و ببینید آیا شما هم با من هم عقیده هستید یا نه: اگر می دانید که چه می خواهید و برایتان مشخص شده که که هستید و چطور از تجربیات سابقتان می توانید در جهت رسیدن به هدفتان استفاده کنید، آیا فکر می کنید کسی بتواند مانع تلاش شما برای کسب موفقیت شود؟

 

من شک دارم که بتواند ؟

روانشناسی - روش های موفقیت - در زندگی موفق شوید

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com





طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، فرهنگی، اجتماعی، بهشتیان، آموزش، دانستنیها، مقاله، اطلاعات عمومی،
برچسب ها: در زندگی موفق شوید،

تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 08:19 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

گول ظاهر کار را خوردن و مایوس شدن کار سختی نیست. باید در این راه با قصد و هدف تغییر، گام برداریم.

 

تغییر دادن این دنیای ویران شده، به نظر کار خطرناک و ترس انگیزی است. چطور می تواند یک فرد کوچک، صلح را در دنیای بزرگی این چنین که پر شده از نفرت برقرار کند؟ احتمالاً برای این کار تغییر دیدگاه ها و امیال درونی خیلی بیشتر از قدرت مورد نیاز است. اگر بپذیریم که نفرت مسئله ای مطلق نیست و از شرایط محیطی سرچشمه می گیرد و در خیلی از موقعیت ها می توان از آن جلوگیری کرد، و اینکه قاتلان و جنایتکاران اینطور به دنیا نمی آیند بلکه اینطور پرورش می یابند، ایجاد صلح و دادن تغییرات جلوه ای دیگر پیدا می کند. نه تنها امید بیشتری می آورد، بلکه به نظر دست یافتنی تر خواهد شد.

 

برای تغییر دادن این دنیا نیازی نیست که نقش سیاستمداران و دیپلمات ها را بازی کنیم، فقط کافی است انسانهای با هدفی باشیم که می خواهند بین همه انسان ها پل محبت بسازند. با هدف و اراده ای درونی به اینکه باید تغییری انجام شود، افراد تاثیر گذار از خانه های خودمان بیرون می آیند، کسی از همسایه هایمان یا همکاران می توانند باشند.

 

من کاملاً معتقدم که تغییرات بیرونی از تغییر اهداف درونی ما سرچشمه می گیرد. همانطور که صورت هایمان می تواند بازتابی برای امیال درونیمان باشد، طرز فکرمان هم می تواند همه افکارمان را تحت تاثیر قرار دهد. موهاتما گاندی در جایی می گوید: "شما باید منشا آن تغییری باشید که دوست دارید در دنیا ببینید."

 

تغییر دادن لزوماً انجام دوباره کارهای افراد و متغیرهای قبلی که قبل از ما بوده اند و قدم گذاشتن جای قدم های آن ها نیست. برای هر تغییر جدید نیاز به فکر جدید و تازه ای است که قبلاً استفاده نشده باشد. فقط تغییر دادن مهم نیست، انجام کاری متفاوت هم بسیار مهم است. کوفی عنان رئیس سازمان ملل گفته است: "اگر کاری قبلاً انجام نشده است، دلیل نمی شود که نمی توان آن را انجام داد؛ فقط به این معنی است که شما می توانید اولین نفر برای انجام آن باشید."

 

می خواهم تشویقتان کنم: هدف و اراده ای درونی در خود ایجاد کنید تا بتوانید دست به تغییر بزنید. راهی را انتخاب کنید که افراد کمتری از آن عبور کرده اند و ناشناخته تر است.

 

طرز فکر ما روی تک تک افکارمان تاثیر می گذارد. طرز فکر شما روی چه پایه ای بنا شده است؟ آیا دیگران را می بخشید و می توانید آنها را دوست داشته باشید؟ آیا تا به حال پیش آمده است که خود را دوست داشته یا ببخشید؟ اولین تغییر باید در تغییر نحوه نگرش شما به خودتان و دنیای اطرافتان باشد.

 

نیم نگاهی به زندگیتان بیندازید. آن را چگونه توصیف خواهید کرد؟ شاد؟ پر اشتیاق؟ پر هیجان؟ پر استرس؟ رو به پیشرفت یا رو به تنزل؟ برای خیلی ها همه این حالات در یک زمان وجود دارد. خیلی چیزها هست که آرزویش را در سر می پرورانیم. خیلی چیزها هست که دوست داریم فراموششان کنیم. در انجیل آمده است که مسیح می آید تا همه چیز را دوباره از نو بسازد. اگر می توانستید زندگیتان را از نو آغاز کنید، آنوقت چگونه آن را می ساختید؟

 

با امید زندگی کنید

 

اگر به دنبال آرامشید، راهی برای توازن زندگیتان وجود دارد. هیچ کس نمی تواند کامل باشد یا زندگی ایده آلی داشته باشد. اما همه ما شانس این را داریم که با ایجاد یک رابطه خصوصی، توفیق خداوندی را تجربه کنیم.

 

شما می توانید همین الان با ایمانتان خداوند را از طریق نمازهایتان به دست آورید. دعا خواندن، صحبت کردن با خداوند است. هر چند که خداوند می داند که در قلب شما چیست و کاری با حرف هایتان ندارد. این یک دعای پیشنهادی است:

 

"خدایا، من می خواهم تو را به خوبی بشناسم. از تو به خاطر نعمتهای بیشمارت متشکرم. من دریچه زندگیم را به روی تو باز نگه می دارم و از تو می خواهم مثل نجات دهنده ای به آن وارد شوی. اداره زندگی مرا در دست بگیر. از تو برای بخشیدن گناهانم و دادن زندگی جاوید به من سپاسگذارم."

 

آیا این دعا امیال قلبیتان را بروز می دهد؟ می توانید همین الان این دعا را بخوانید و خداوند همانطور که وعده داده است هدایتتان خواهد نمود.

 

آیا این همان زندگی است که می خواستید؟ اگر از خدا خواستید که به زندگیتان وارد شود، گاهی از او به خاطر این موهبت و وجودش در زندگیتان تشکر کنید. او هیچگاه شما را ترک نمی کند و شما زندگی جاوید خواهید داشت. هر چقدر که بیشتر از روابطتان با خداوند آگاهی بیابید و هر چقدر او بیشتر دوستتان می دارد، از زندگی بهترین استفاده ممکن را خواهید برد

روانشناسی - روش های موفقیت - خود را تغییر دهید تا دنیای شما تغییر کند

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com




طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، اطلاع رسانی، بهشتیان، اطلاعات عمومی، مقاله، دانستنیها،
برچسب ها: خود را تغییر دهید تا دنیای شما تغییر کند،

تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 08:18 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

حقیقت مسئله این است که هر کسی با یک دهان و تارهای صوتی می تواند با دیگران حرف بزند. می تواند اینقدر حرف بزند که به کلی خسته و درمانده شود. درمورد همه چیز می تواند حرف بزند. می تواند ادعا کند که بهترین است، می تواند تهدیدتان کند یا حتی فحش و بد و بیراه نثارتان کند.

 

می تواند دروغ بگوید، راست بگوید، فریبتان بدهد یا قصه هایی را از خود ببافد که حقیقت نداشته است، مگر اینکه بتواند حرف هایش را با عمل ثابت کند.

 

قهرمانی که قهرمان نبود

بیشتر آدم ها خیلی حرف می زنند. نظرشان را در مورد همه چیز ابراز می کنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جای اینکه با اعمال و کارهایشان زندگی کنند، با حرف زندگی می کنند.

 

حتماً تابه حال با افراد خالی بندی برخورد داشته اید که گوشه ای نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت می کند. با توجه به حرف هایش شما تصور خواهید کرد که او یک قهرمان، یک ورزشکار یا آدم مهمی است، تا اینکه در آخر کار وقتی تا مقصد دنبالش می کنید می بینید که وارد پمپ بنزین شده و به کارش ادامه می دهد.

 

جریان چیست؟ بله، این فرد واقعیت خود را دوست ندارد، به همین دلیل تصویر یک قهرمان را برای خود می سازد تا همه قبولش کنند. البته او باید بداند که در زندگی کوچک خود، واقعاً یک قهرمان است، فقط باید این مسئله را بپذیرد. هر کسی با کمی قوه ی تعقل می تواند قهرمان باشد.

 

 

حرف هایتان را عمل کنید

مردان واقعی معمولاً افرادی هستند که کمتر حرف می زنند. فقط در مواقع لزوم عقاید خود را ابراز می کنند. هیچوقت آنها را در حال پرحرفی نمی بینید چون برای آنها وقت طلا است. حرف فقط زمانی می تواند برای آنها به منزله ی سلاح باشد که بتوانند آن را با عمل ثابت کنند.

 

خیلی وقت ها شنیده ایم که افراد هنگام رویارویی با مشکلات چه تهدیدات احمقانه ای می کنند که هیچ وقت عملی نمی شود. با این کار دیگر کسی او را جدی تلقی نخواهد کرد.

 

برای اینکه دیگران ما را جدی بگیرند، هیچ وقت نباید حرفی بزنید که نتوانید آن را با عمل ثابت کنید. اما اگر کسی شما را جدی تلقی نکرد، عصبانی نشوید.

 

تا جایی که می توانید همه ی حرف هایتان را به عمل برسانید. لازم نیست که سخنرانی کنید. حرفتان را واضح و کامل بیان کنید طوری که همه متوجه بشوند. اگر باز دیگران نفهمیدند، دیگر وقتش رسیده که آن را عملی کنید. سعی نکنید به خاطر نفهمیدن دیگران شروع به پرحرفی برای توضیح آن کنید. از قدیم گفته اند، کم گوی و گزیده گوی چون دُر. خلاصه حرف بزنید، اما جملات پرمعنی بگویید. و برای اینکه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ کنید حرفی نزنید که نتوانید آن را اجرا کنید. و اگر هم زدید به هر قیمتی که شده آن را عملی کنید.

 

 

فقط حرف نزنید، عمل کنید

عیب ندارد اگر به همه ی دنیا اعلام کنید که چه کارهایی می خواهید انجام دهید. اما  اول آن را نشان دهید. حرف زدن آسان است، این عمل کردن است که از عهده ی هر کسی برنمی آید. حرفی نزنید که نتوانید آن را با عمل ثابت کنید. اما اگر قادر به عمل کردن هستید، دیگر می توانید هر حرفی خواستید بزنید.

روانشناسی - روش های موفقیت - حرف زدن آسان است اما عمل کردن دشوار

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com




طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، فرهنگی، اجتماعی، بهشتیان، آموزش، اطلاعات عمومی، مقاله، دانستنیها،
برچسب ها: حرف زدن آسان است اما عمل کردن دشوار،

تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر  بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند.

 

اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید.

 

بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید.

 

البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم.

 

اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم.

 

در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند.

 

هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند.

 

 

انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟

 

سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد. باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.

روانشناسی - روش های موفقیت - چیزی به نام "شکست" وجود ندارد

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com





طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، فرهنگی، اجتماعی، بهشتیان، آموزش، اطلاعات عمومی، مقاله، دانستنیها،
برچسب ها: چیزی به نام "شکست" وجود ندارد،

تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 08:15 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

همه ی سال سخت کار کرده اید، و این سختی را برای رسیدن به موفقیت به جان خریده اید، و وقتی نوبت به بررسی عملکرد شما در کارتان می رسد، انتظار دارید رتبه بالایی نصیبتان شود. اما، باوجود دستاوردها و پیشرفت های عالی شما و اطمینانی که از موفقیتتان دارید، احساسی به شما می گوید که ممکن است به خاطر کمبود یک ویژگی مورد انتقاد قرار گیرید و آن ویژگی چیزی نیست جز ابتکار عمل و پیشقدم شدن برای کارهای جدید.

 

خیلی ها ابتکار عمل را رمز و راز می دانند چون نمی دانند که این ویژگی چطور سنجیده می شود یا مستلزم چه چیزهایی است. و متاسفانه این همان معیاری است که رئیستان وقتی می خواهد در ارزیابی پایان سال به کارمندانش رتبه بدهد، مد نظر قرار می دهد.

 

ابتکار عمل و پیشقدم شدن برای کارهای جدید معمولاً سوء تعبیر می شود چون ارتباطی با اهداف مربوط به عملکرد شما در جلسات کاری ندارد. ابتکار عمل یعنی یک نیاز را مشخص کرده و بعد برای سود شرکت درصدد ارائه ی راه حلی برای آن برآیید. هیچ جادویی در کار نیست. فقط باید برای پیشرفت و توسعه شرکت کمی مسئولیت پذیر باشید.

 

قبل از اینکه تلاشتان را آغاز کنید، از حسن نیتتان اطمینان یابید، یعنی به عبارت دیگر اطمینان پیدا کنید که واقعاً قصد کمک به شرکت، رئیس و همکارانتان را دارید.

 

 

ببینید کجا نیاز به ابتکار عمل دارد

 

چقدر با نیازهای شرکت و رئیستان آشنا هستید؟ آیا می دانید چه چیزهایی برای آنها اهمیت دارد؟

 

ابتکار عمل یعنی در جهت سود شرکت قدم بردارید، نه اینکه برای انجام کارهای بیهوده و غیرضروری وقت را هدر دهید. برای درک تفاوت آن، ببینید تاثیر یک عمل را روی عملکرد گروه، هدف یا موفقیت دراز مدت شرکت بسنجید.

 

اگر تشخیص دادید که تاثیر آن خیلی زیاد است، از خودتان سوال کنید چرا شرکت تابه حال روی آن سرمایه گذاری نکرده است. در بررسی این موضوع، ممکن است با دلایل مختلفی مواجه شوید—که بعضی از آنها خوب است و بعضی دیگر نه—که چرا تابه حال اقدامی در آن جهت صورت نگرفته است. بعضی از این دلایل عبارتند از:

 

زمان و منابع کافی در دسترس نبوده است

 

اگر دلیل این باشد، خود را برای کار و تلاش بیشتر آماده کنید و افراد هم فکرتان را نیز در آن جهت به کار گیرید.

 

اهمیت موضوع تابه حال درک نشده است

 

آیا تحلیل درستی از موضوع دارید؟ کمی دیگر باورها و ایده های خودتان را بررسی کنید.

 

یک راه حل یا راه کار بادوام وجود نداشته است

 

آیا در توانتان هست که یک دیدگاه تازه برای بررسی موضوع ارائه کنید؟

 

اجازه ی عمل داده نمی شده است

 

دلایل سیاسی بسیاری وجود دارد که چرا امور به فلان شیوه اداره می شود یا بعضی اعمال به طور کلی انجام نمی گیرد. گاهی این دلایل چندان خوب و قانع کننده نیستند اما گاهی هم می تواند هشداری باشد که دیگر به انجام آن کار اصرار نورزید.

 

 

اجازه بگیرید و بعد برنامه بریزید

 

باید اول موافقت رئیس را جلب کنید. انجام پروژه هایی که هیچوقت توسط بالادستان تایید نمی شود، هیچ فایده ای ندارد. یک طرح کلی از کاری که می خواهید انجام دهید تهیه کرده و در فرصتی مناسب آن را به رئیستان نشان دهید و درمورد آن مذاکره کنید.

 

وقتی توانستید حمایت بالادستانتان را جلب کنید، برای کارتان به دقت برنامه ریزی کنید. یک برنامه خوب با جزئیات کامل باید بتواند پاسخگوی سوالات زیر باشد:

 

 

چه کسانی کمک می کنند؟

 

از آنجا که این شما هستید که برای انجام این پروژه پیشقدم شده اید، باید بتوانید برای کارتان حمایت افرادی را کسب کنید، به ویژه اگر قرار باشد افرادی برای انجام کار وقت و انرژی اضافی بگذارند.

 

برنامه چطور پاسخگوی نیازهاست؟

 

یک تصویر کلی از پروژه دراختیار همه قرار دهید و در آن بازگو کنید که هدف این پروژه چیست و چطور باید انجام گیرد.

 

مسئولیت ها و اهداف کار چیست؟

 

هر فرد در اجرای پروژه چه نقشی دارد؟ موعد و فرجه ی انجام کار هر یک از این افراد تا چه زمانی است؟

 

موفقیت کار به چه صورت ارزیابی می شود؟

 

همه دوست دارند بدانند که پروژه چه زمان پایان می پذیرد، چه چیز نشانه ی شکست پروژه و چه چیز نشانه ی موفقیت آن است. شکست یا موفقیت کار چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟

 

انتظارات چطور مدیریت می شود؟

 

آیا انتظارات از مدیریت شما کم است یا زیاد؟ اگر اینطور است، آنها چطور توجیه می شوند؟ اگر توقعات و انتظارات رئیستان پایین باشد، ممکن است پروژه تان چندان مهم به نظر نرسد. و اگر انتظارات رئیستان بالا هم باشد، ممکن است برآورده کردن آنها برایتان دشوار باشد و باعث ناامیدیتان شود.

 

 

از رئیستان کمک بگیرید

 

باوجود اینکه اجازه ی شروع و ادامه ی کار را از رئیس گرفته اید، اما باید بدانید که رئیستان هم عادات و اولویت های خاص خود را دارد. چطور میتوانید انتظارات و توقعات رئیستان را برآورده کنید؟

 

باید این فرصت را به رئیس بدهید که هر شرط و شروطی را که دوست دارد در راهکار نهایی بیاید، مطرح کند. سبک مدیریتی خودتان را نشان دهید اما به محدوده ی نیازهای رئیس هم احترام بگذارید.

 

از آنجا که شما برای انجام این پروژه پیشقدم شده اید، مطمئناً رئیس نیز در کارهایتان خیلی دخالت نمی کند. این شما هستید که باید بتوانید پروژه را تا انتها رهبری کنید و به نتیجه برسانید و توانایی هایتان را به بقیه ثابت کنید.

 

 

برنامه تان را اجرا کنید

 

زمانی می رسد که باید تردیدها را کنار گذاشته و برنامه تان را عملی کنید. با انجام دقیق و جزء به جزء نقشه، قادر خواهید بود برنامه را به خوبی پیش ببرید. هر کسی را که نیاز داشتید وارد پروژه کنید و به هیچ وجه برحسب اعتبار و درجه افراد مسئولیت ها را تقسیم نکنید. اجازه بدهید همه در مزایای پروژه باهم سهیم باشند.

 

عمکردهای شما در اجرای برنامه تان باید بر این مبنا باشد که شرکت را در وهله ی اول اهمیت قرار دهد و پیشرفت و ترقی خودتان درجه ی دوم را داشته باشد. بگذارید میل شما به سودرسانی و کمک به شرکت در اعمالتان هویدا باشد. همه خیلی راحت می توانند تشخیص دهند که کارهای شما از روی ظاهرسازی است یا نیتتان واقعی است.

 

به مرور زمان مدام امور پروژه را بررسی کنید و ببینید آیا برنامه تان به درستی پیش می رود و نتیجه ی دخواه به دست می آید یا نه. به عبارت دیگر ببینید آیا انتظارات همه برآورده می شود یا خیر.

 

کارهایی که هنوز نیاز به بررسی و انجام دارند را تعیین کنید و بر اساس برنامه پیش بروید. درصورت نیاز به فکر یک نقشه ی دوم باشید تا درصورت کار نکردن نقشه اول از آن استفاده کنید.

 

 

حاصل زحمات شما

 

پیشقدم شدن برای کارهای جدید مستلزم تلاش، همکاری، و صبر بسیار است. اما وقتی تصمیم می گیرید به رئیس یا همکارانتان کمک کنید، این اعمال ارزش معنوی بسیاری پیدا می کنند. این پیشقدم شدن و ابتکار عمل شما فوایدی نیز برایتان به دنیال خواهد داشت اما کارهایتان نباید از روی اجبار باشد.

 

پیشقدم شدن برای کارهای جدید به شما این فرصت را می دهد که مسئولیت پذیر شوید، با افراد جدید کار کنید و مهارت های تازه یاد بگیرید. و احتمالاً خواهید توانست در ارزیابی پایان سال رتبه ی خوبی به دست آورید .

روانشناسی - روش های موفقیت - چگونه در محل کار ابتکار عمل نشان دهیم

منبع: نرم افزار سالنامه سلامت(نسخه چهار)
www.Beheshtiyan.mihanblog.com




طبقه بندی: مقالات اجتماعی،فرهنگی، فرهنگی، اجتماعی، بهشتیان، آموزش، اطلاعات عمومی، اطلاعات عمومی، دانستنیها،
برچسب ها: چگونه در محل کار ابتکار عمل نشان دهیم،

تاریخ : جمعه 23 تیر 1391 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات
دانلود عکس های با کیفیت بالا برای کارهای گرافیکی
لینک دانلود تصحیح شد.
                                                                 دانلود


طبقه بندی: اطلاع رسانی، اجتماعی، دانلود نرم افزار، دانستنیها،
برچسب ها: دانلود عکس های با کیفیت بالا برای کارهای گرافیکی، بهشتیان،

تاریخ : پنجشنبه 28 مهر 1390 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

با سلام!

نرم افزار کنترل گوشی از راه دور

مخصوص گوشی های Nokia سری N و E و 6290 و 6220 و 6121 و 6110 و 5700 و  5500 و 3250 و SAMSUNG مدل i560 و i550 و i520 و i450 و i400 و G810

                               منبع: نرم افزار RED 2011

                               دانلود با لینک مستقیمDownload

                                فرمت: ZIP

                                حجم: 1.44 مگابایت




طبقه بندی: دانلود نرم افزار، دانلود کتاب، آموزش، اطلاعات عمومی، دانستنیها،
برچسب ها: دانلود نرم افزار گوشی، دانلود، بهشتیان، موبایل، نرم افزار، دانلود نرم افزار کنترل گوشی از راه دور،

تاریخ : یکشنبه 2 مرداد 1390 | 03:06 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

آداب دعا کردن(قسمت سوم)

دعا کردن قبل از بلا

شریک نمودن دیگران در دعا و قبل از خود، آنان را دعا کردن.

بلند کردن کف دستها هنگام دعا.

در دست داشتن انگشتری عقیق یا فیرزوه.از امام صادق(ع) روایت شده:((هیچ کف دستی به سوی خدای متعال بلند نشده است که نزد او محبوبتر از کفی که انگشتر عقیق در آن است.))

صدقه دادن قبل از دعا،باعث اجابت دعا می گردد.

انتخاب اوقات مخصوصی برای دعا، مثل شب و روز جمعه،بین ظهر و عصر روز چهارشنبه برای نفرین کردن کفّار،وقت نماز عشاء یک ششم اوّل از نیمة دوم شب،آخر شب تا طلو فجر،بین طلوعین، سه شب قدر در ماه رمضان که برترین آن شب بیست و سوم است،شبهای احیاء که عبارتند از:شب اوّل رجب، نیمة شعبان،عید فطر و قربان و روز عرفه،فطر و قربان،هنگام وزیدن بادها،باریدن باران،رفتن سایه ها و ریختن اوّلین قطرة خون مقتول مؤمن،هنگام اذان ظهر و از طلوع فجر تا طلوع خورشید،بعد از نماز های واجب،وتر،فجر و نماز ظهر و مغرب.

مکانهای خاص نیز به اجابت دعا کمک می کنند. مانند:((رأس الحسین و مکانی که زیر گنبد آن قرار دارد)).

حالات عالی مانند رقّت قلب.

طهارت، نماز و روزه.(ترجمة المراقبات،ص257-230).

پایان

منبع: کتاب2000 مستحب و مکروه،نوشته ی روح الله ولی ابر قویی،انتشارات مشهور

 

 




طبقه بندی: مقاله، مکروهات و مستحبات، دانستنیها، اطلاعات عمومی،

تاریخ : چهارشنبه 3 شهریور 1389 | 04:13 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

آداب روزه(قسمت اول)

مستحب است که روزه دار، نماز مغرب و عشاء را پیش از افطار کردن بخواند.

ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب، نماز بخواند، بهتر است اوّل افطار کند ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد.(توضیح المسائل،م1750).

برای مسافری که در سفر، کاری را که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند برسد مستحب است که اگر چه روزه نیست از کاری که روز را باطل می کند، خودداری نماید.

همچنین برای مسافری که بعداز ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برسد، مستحب است کاری که روزه را باطل می کند، انجام ندهد.

همچنین برای مریضی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می کند، انجام داده باشد، مستحب است از کاری که روزه را باطل می کند، خودداری نماید.

ادامه دارد...

منبع: کتاب2000 مستحب و مکروه، نویسنده، روح الله ولی ابر قویی، انتشارات مشهور




طبقه بندی: آموزش، اطلاعات عمومی، دانستنیها، مکروهات و مستحبات،

تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

نماز هر شب ماه رمضان:

دو رکعت می باشد که در هر رکعت آن؛ پس از حمد، سه مرتبه سوره توحید خوانده و بعد از سلام گفته می شود:((سُبحانَ مَن هُوَ حَفیظٌ لایَفعَل، سُبحانَ مَن هُوَ رَحیمُ لایَعجَل، سُبحانَ مَن هُوَ قائِمٌ لا یَسهُو سُبحانَ مَن هُوَ دائِمٌ لایَلهُو)) پس از آن تسبیحات چهار گانه، هفت مرتبه خوانده می شود:((سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکبَرُ)) و سپس گفته می شود:(( سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ غفِر لِیَ الذَّنبَ العَظیمِ)). پس ده مرتبه بر پیغمبر(ص) و آل محمد(ص) صلوات فرستاده می شود.

ثواب این نماز، آمرزش هفتاد هزار گناه است.(مفاتیح الجنان،ص373.)


منبع: کتاب2000 مستحب و مکروه، نویسنده، روح الله ولی ابر قویی، انتشارات مشهور




طبقه بندی: آموزش، اطلاعات عمومی، دانستنیها، مکروهات و مستحبات،

تاریخ : شنبه 30 مرداد 1389 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.