به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت پانزدهم:

نتیجه بحث

اگر تمام بحثهای سابق را خوب دانستیم، پس میگوئیم چنانکه معلوم باشد:

الف ـ آسانی قوانین و دستورات اسلامی در همه امور.

ب ـ هول و ترس نگرفتن حکّام و امرا و رؤسای کشورهای اسلامی از اسلام.

چون دولت اسلامی بنای عزل و راندن رؤسای کشورها را ندارد، بلکه از حکّام می‏طلبد که اسلام را اوّلاً برخود و بعد بر مردم تطبیق کنند، و اگر خلاف اسلام و دستورات اسلامی عمل کنند، آن وقت مسلمانان کسی دیگر را انتخاب خواهند کرد، لذا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، شیوخ و بزرگان عشایر را که به منزله رؤسا و امرای امروز بودند به جای خود گذاشت، و از برای آنها احترام قائل بود، به شرط آنکه تابع احکام اسلام شوند، و از برای قوانین اسلامی سر فرود آورند، و تاریخ نشان نداده که پیامبر صلی الله علیه وآله یکی از آنها را که اسلام را پذیرفته است عزل کرده باشد.

ج ـ کرامت و شخصیّت بشری در سایه اسلام و حکومت اسلامی محفوظ خواهد ماند، و هیچ قانونی در جهان به اندازه اسلام شخصیّت و بزرگواری و آقائی به انسان نمی‏تواند کرامت کند.

د ـ اسلام دین سلم و سلام و سعادت است، که جهان بشری با شوق عجیبی در جستجوی آن است.

حال اگر این امور چهارگانه به اضافه مباحث سابق را بدانیم، خواهیم دانست که اگر مردم جهان را به اسلام صحیح و واقعی دعوت کنیم، قطعاً فوج فوج، دعوت ما را پذیرفته، و به اسلام ایمان خواهند آورد.

از خداوند متعال خواهانیم که همگی را به آنچه رضایت اوست توفیق عنایت فرماید، و ما را از دعوت کنندگان و مبلّغین اسلام قرار دهد، تا بتوانیم انشاءالله ازخدمتگذاران قرآن و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و اهل‏بیت أطهار علیهم‏السلام قرار گرفته، و دستورات آن بزرگواران را که از طرف پروردگار داده شده پیاده نمائیم اوست کمک کننده و یاری دهنده مستضعفان.

اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزّ بها الاسلام و أهله، و تذلّ بها النفاق و أهله، و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک، والقادة الی سبیلک.

کربلای مقدّسه ـ محمد

پایان

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان




طبقه بندی: قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)،
برچسب ها: رسالت قرآن و پیامبر(ص)،

تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 12:45 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت چهاردهم:

آزادی در اسلام

مهمترین چیزی که باید مبلّغین به مردم مخصوصاً به کسانی که می‏خواهند به سوی اسلام جلب شوند، و به جوانان مسلمانی که از اسلام دور شده‏اند و از مسائل اسلامی اطّلاعی ندارند بفهمانند، چهار چیز می‏باشد:

1 ـ آزادیهای زیادی که در اسلام می‏باشد، چنانکه پروردگار عالمیان در قرآن کریم در وصف پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله می‏فرماید:

(یضع عنهم اصرهم والأغلال الّتی کانت علیهم) فرو مینهد از ایشان بار گرانشان را و آن تکالیف شاقه‏ای که بود. چون در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله، عدّه‏ای از مردم که بسیار اندک بودند در خوشی و راحتی بسر می‏بردند، ولی اکثریّت در فقر و بدبختی و با یک قوت لایموت، نیروی خود را از برای همان طبقه مرفّه و سرمایه‏دار صرف می‏کردند، و عبد و بنده مطیع اربابان خود بودند، و اگر از اوامر آنها سرپیچی می‏کردند به اشدّ مجازات می‏رسیدند، و زیر سخت‏ترین شکنجه‏های جسمی قرار می‏گرفتند، پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله آن افراد بیچاره و مستضعف را از دست ظالمان نجات داد، و آنها را از قید بندگی آزاد کرد، و هیچ دینی مانند اسلام به مردم آزادی نبخشیده، نه قبل از اسلام، و نه بعد از آن، و در اسلام تجارت، کشاورزی، ساختمان، سفر کردن، خرید و فروش و غیره... تمام آزاد است، به شرط آنکه حقوق دیگران پایمال نشود، از آزادی سوء استفاده نشود، و در چهارچوب قوانین اسلامی انجام گیرد.

2 ـ دین اسلام همیشه با راکد بودن و تنبلی و عقب افتادگی در جنگ است، حتّی از لحاظ (شهوات جنسی و جسدی) اسلام بیشترین قدر امکان راه را از برای مردم باز گذاشته است، ولی در حدّ و مرز پاکیزگی و تقوی و مصالح اجتماعی و خصوصی دیگران.

3 ـ پیشرفتی که در تمام امور در اسلام موجود است، غیر از چیزهائی که اصیل است و ممکن التغییر نیست، مثلا (توحید و یگانگی خداوند، و راستگوئی، و حرمت شرب خمر، و لازم بودن عدالت و غیره) در این امور پیشرفت معنی ندارد، چون خود بر نظام و مصلحت حقیقی و اصیل می‏باشد، ولی (امور ساختمانی، سفر، لباس، و پیشرفتهای دیگر روز و جدید فیزیکی، پزشکی، ریاضی و اتمی) که تمام مربوط به زندگی و دنیای بهتر و زیستن راحت‏تر است در اسلام آزاد، بلکه همیشه اسلام مسلمانان را از برای پیشبرد این هدفها تشویق کرده، ولی همان کشورهای استعماری که فقط پیشرفت فساد را در جوانان ما به اسم تمدّن به پیش می‏برند، تا آنها را از اسلام دور گردانند، و همیشه در خواب غفلت فرو بروند، سعی می‏کنند که جلو آن فعالیّتها در کشورهای اسلامی گرفته شود، تا همیشه مسلمانان محتاج غرب و شرق باشند، و هیچ وقت پیشرفت نکنند.

4 ـ آبادی زمین، و پیشرفت علوم فرهنگی، که همیشه اسلام بیش از تمام ادیان و قوانین پیروان خود را به آن تشویق می‏کند، و راه و نقشه‏های دقیقی از برای پیشبرد این دو هدف وضع کرده است.

بر همه روشن است که دانستن این امور و حدود آنها و مقایسه به سایر ادیان و مبادی، احتیاج به دانش و معلومات فراوانی دارد که به سه امر مهم آن اشاره می‏کنیم:

1 ـ اسلام و مسائل اسلامی و احکام آن راخوب بداند.

2 ـ به سایر ادیان و مبادی و احکام آنها علم داشته باشد.

3 ـ بتواند مقارنه و مقایسه صحیح و دقیق بین اسلام و آنها بنماید.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان




طبقه بندی: قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)،
برچسب ها: رسالت قرآن و پیامبر(ص)، آزادی در اسلام،

تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت سیزدهم:

صنعتی کردن کشورهای اسلامی

از مهمترین اموری که سبب بیداری مسلمانان و تطبیق قوانین بر زندگانی می‏شود، صنعتی کردن کشورهای اسلامی است، چون که قسمت بزرگی ازگناه انحراف و دوری از دستورات اسلامی به گردن بی‏سوادی و ابتدائی بودن کشورهای اسلامی از لحاظ صنعت روز است. کشورهای ما همیشه خود را محتاج به صنایع غربی می‏دانند، لذا به آنها به نظر احترام می‏نگرند، و این نوع دید غربی و حقارت که در خود احساس می‏کنیم سبب شده است که هرچه آنها بگویند بپذیریم چه از لحاظ عقاید و چه از لحاظ تمدّن و صنعت، چون انسان محتاج همیشه دست دراز کرده و مجبور است از برای رفع احتیاج، هرچه اربابان بگویند بپذیرد.

امام و پیشوای ما امیر مؤمنان علی علیه السلام می‏فرماید:

(احتج الی من شئت تکن أسیره، واستغن عمّن شئت تکن نظیره، واحسن، الی من شئت تکن أمره) سخن مولا سه قسمت است:

1 ـ محتاج هرکس که باشی اسیر و بنده او هستی.

2 ـ اگر احتیاج به کسی نداشته باشی، بشری مثل و مانند او هستی.

3 ـ اگر بر دیگران احسان کنی و آنها محتاج شما باشند، شما بر آنها آقا خواهی بود.

و در مثال آمده (چه بسا احسانی سبب بندگی انسانی شود) و چون اسلام همیشه خواسته مسلمانان آقا و عزیز باشند، لذا باید سعی کنیم و همّت نمائیم که دنیای غرب محتاج ما شود، و با این معادن و چشمه‏های نفت و طلائی که خداوند به ما ارزانی داده، چرا ما باید ذلیل باشیم، و تمام خیرات و برکات ما را برده، و در مقابل آن با ذلّت، مقدار مختصری از صنایع خود را به ما واگذارند،، اسلامی که شما را عزیز گردانیده، خودکفائی مسلمانان را در تمام امور از کفّار واجب می‏داند، ولی ما مسلمانان در خواب غفلت فرو رفته و با صورت باز تمام اجناس غربی را در کشورهایمان وارد کرده و مورد استفاده قرار می‏دهیم، و آنچه که هیچ به فکر آن نیستیم به خود کفائی رسیدن است، و مادامی که کشورهای ما زندگانی خود را به حالت ابتدائی و احتیاج می‏گذرانند، چه بخواهیم و چه نخواهیم، زیر یوغ استعمار غربی و فکری آنها به سر خواهیم برد. در حدیث آمده:

(من لا معاش له لا معاد له) هرکس در آمدی نداشته باشد، آخرتی هم نخواهد داشت، اشاره به آن است که مرد خداشناس و مسلمان نباید بیکار باشد، بلکه باید همیشه کوشش و فعّالیّت نماید تا هیچوقت محتاج دشمنان خود نباشد، و صنعتی کردن کشورهای اسلامی از همه لحاظ، با اینکه احتیاج به (نیرو) و (مادّه) و (طرح نقشه) دارد، ولی شروع کردن به آن ولو کم‏کم و توسّط افراد خیرخواه، سبب جلب و آوردن بسیاری از کارخانه‏ها خواهد شد، به اندازه امکانات و این کار معلوم نیست آنقدرها مشکل باشد، و من خیال می‏کنم هر مقداری که ما احتیاجمان از صنایع خارجی کم شود و خودکفا شویم، به همان اندازه می‏توانیم اسلام را پیاده کنیم، به شرط آنکه با آن یک توجیه و اداره صحیح هم بوده باشد.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان


برچسب ها: صنعتی کردن کشورهای اسلامی،

تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 12:38 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت دوازدهم:

صنعتی کردن کشورهای اسلامی

از مهمترین اموری که سبب بیداری مسلمانان و تطبیق قوانین بر زندگانی می‏شود، صنعتی کردن کشورهای اسلامی است، چون که قسمت بزرگی ازگناه انحراف و دوری از دستورات اسلامی به گردن بی‏سوادی و ابتدائی بودن کشورهای اسلامی از لحاظ صنعت روز است. کشورهای ما همیشه خود را محتاج به صنایع غربی می‏دانند، لذا به آنها به نظر احترام می‏نگرند، و این نوع دید غربی و حقارت که در خود احساس می‏کنیم سبب شده است که هرچه آنها بگویند بپذیریم چه از لحاظ عقاید و چه از لحاظ تمدّن و صنعت، چون انسان محتاج همیشه دست دراز کرده و مجبور است از برای رفع احتیاج، هرچه اربابان بگویند بپذیرد.

امام و پیشوای ما امیر مؤمنان علی علیه السلام می‏فرماید:

(احتج الی من شئت تکن أسیره، واستغن عمّن شئت تکن نظیره، واحسن، الی من شئت تکن أمره) سخن مولا سه قسمت است:

1 ـ محتاج هرکس که باشی اسیر و بنده او هستی.

2 ـ اگر احتیاج به کسی نداشته باشی، بشری مثل و مانند او هستی.

3 ـ اگر بر دیگران احسان کنی و آنها محتاج شما باشند، شما بر آنها آقا خواهی بود.

و در مثال آمده (چه بسا احسانی سبب بندگی انسانی شود) و چون اسلام همیشه خواسته مسلمانان آقا و عزیز باشند، لذا باید سعی کنیم و همّت نمائیم که دنیای غرب محتاج ما شود، و با این معادن و چشمه‏های نفت و طلائی که خداوند به ما ارزانی داده، چرا ما باید ذلیل باشیم، و تمام خیرات و برکات ما را برده، و در مقابل آن با ذلّت، مقدار مختصری از صنایع خود را به ما واگذارند،، اسلامی که شما را عزیز گردانیده، خودکفائی مسلمانان را در تمام امور از کفّار واجب می‏داند، ولی ما مسلمانان در خواب غفلت فرو رفته و با صورت باز تمام اجناس غربی را در کشورهایمان وارد کرده و مورد استفاده قرار می‏دهیم، و آنچه که هیچ به فکر آن نیستیم به خود کفائی رسیدن است، و مادامی که کشورهای ما زندگانی خود را به حالت ابتدائی و احتیاج می‏گذرانند، چه بخواهیم و چه نخواهیم، زیر یوغ استعمار غربی و فکری آنها به سر خواهیم برد. در حدیث آمده:

(من لا معاش له لا معاد له) هرکس در آمدی نداشته باشد، آخرتی هم نخواهد داشت، اشاره به آن است که مرد خداشناس و مسلمان نباید بیکار باشد، بلکه باید همیشه کوشش و فعّالیّت نماید تا هیچوقت محتاج دشمنان خود نباشد، و صنعتی کردن کشورهای اسلامی از همه لحاظ، با اینکه احتیاج به (نیرو) و (مادّه) و (طرح نقشه) دارد، ولی شروع کردن به آن ولو کم‏کم و توسّط افراد خیرخواه، سبب جلب و آوردن بسیاری از کارخانه‏ها خواهد شد، به اندازه امکانات و این کار معلوم نیست آنقدرها مشکل باشد، و من خیال می‏کنم هر مقداری که ما احتیاجمان از صنایع خارجی کم شود و خودکفا شویم، به همان اندازه می‏توانیم اسلام را پیاده کنیم، به شرط آنکه با آن یک توجیه و اداره صحیح هم بوده باشد.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان




طبقه بندی: قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)،
برچسب ها: رسالت قرآن و پیامبر(ص)،

تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 12:36 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت یازدهم:

مقایسه بین اسلام و دیگر مکتبها

کسی که می‏خواهد احکام اسلام را پیاده کند، و نظام قرآن را به زندگانی و به جامعه بشری برگرداند، و در تمام امور مردم را به سوی اسلام دعوت کند، باید به دو جهت اهمیّت فراوان دهد، تا مقدّمه تطبیق اسلام به دست آید.

1 ـ جهت ایجابی، که ترویج و نشر نظام اسلام است.

2 ـ جهت سلبی، که مشاکل و بدیهای نظامهای غیر اسلامی است.

امّا جهت ایجابی: پس به تأسیس مؤسّسات اسلامی و فرهنگی و ملّی به تمام انواع آن.

1 ـ بنای مساجد، و نصب بلندگوهای تبلیغاتی در آنها.

2 ـ باز کردن مدارس حفظ قرآن، و تعلیم تفسیر و تجوید آن، و همچنین تعلیم سایر علوم اسلامی.

3 ـ باز کردن مدارس دینی در تمام شهرها و کشورهای اسلامی.

4 ـ باز کردن مدارس برای تبلیغ و تربیت مبلّغ و خطیب و ادیب و غیره...

5 ـ باز کردن مدارس جدید که شامل علوم اسلامی به اندازه حاجت و علوم روز به تمام انواع غیر حرام آن.

6 ـ باز کردن مدارس ایتام، و مهد کودک، واماکن خاصّی از برای معلولین و بزرگسالان و مستمندان، و کارگاه‏های صنعتی و کارهای دستی و غیره، از برای کسانی که خود دارای سرمایه نیستند و یا اینکه نمی‏توانند از برای کار خود بازاریابی کنند.

7 ـ باز کردن درمانگاه و بیمارستان و زایشگاه، طبق قوانین اسلام، از لحاظ طبّ و پرستاری و غیره.

8 ـ گذاشتن صندوقهای خیری از برای برنامه‏های اسلامی و انسانی، از قبیل اطعام فقرا، و خرید لباس و پوشاک برای مستمندان و ایتام، و کمک به ازدواج جوانان، و بنای ساختمانهای فقرا، و کمک به درماندگان و بیچارگان، و دادن سرمایه به بیکاران از برای کار، و شبه این کارها، که البتّه بسیار زیاد است.

9 ـ تأسیس چاپخانه‏های مدرن، از برای چاپ کتابهای اسلامی و غیره، که منافاتی با اسلام ندارد.

10 ـ باز کردن و تأسیس کتابخانه‏های عمومی

11 ـ اخراج و نوشتن روزنامه و مجلات و نشریّات اسلامی

12 ـ به وجود آوردن دوره‏های ورزشی و مسابقات اسلامی، و جلسات دینی.

13 ـ تأسیس هیئتهای تبلیغی سیّار، و کتابخانه‏های اسلامی سیّار، و فیلمهای اسلامی سیّار، و نمایشنامه‏های اسلامی، تا با این روشها مردم را به سوی اسلام تشویق کرده و آنها را کم‏کم با برنامه‏های اسلامی آشنا گردانیم.

14 ـ تألیف هرچه بیشتر از کتابهائی که تمام جوانب اسلام را بحث کرده باشند، با وسعت انتشار آن به صورت مستمر، و من گمان می‏کنم که اگر ما مسلمانان ده هزار قسم کتاب بتوانیم در شؤون مختلف و برنامه‏های اسلامی تألیف کنیم، هنوز نتوانسته‏ایم تمام جوانب اسلامی را از برای مردم جامعه با توجه به اختلاف فهم و مستواهای علمی آنها شرح داده باشیم.

15 ـ اقامه مجالس جشن و سوگواری در مناسبات دینی، مخصوصاً در ایّام شهادت و میلاد پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و ائمّه اطهار و حضرت زهرا علیهم‏السلام.

16 ـ تأسیس باشگاههای اسلامی، و نشان دادن نمایش و هنرهای اسلامی را، بطوری که بتوانیم جوانان خود را به آنجا دعوت کرده و از اماکن فساد و بی‏دینی نجات دهیم.

17 ـ تأسیس ایستگاههای رادیوئی و تلویزیونی در هر شهر، و توجیه مردم به سوی اسلام.

18 ـ تشویق کردن مردم در موسمهای اسلامی، به اجرای برنامه آن موسم، مانند رفتن به حج و عمره، و زیارت اماکن مقدّسه، مخصوصا مراقد مشرّفه ائمّه اطهار، و تشکیل کنفرانسهای اسلامی در ایّام زیارات مخصوصه امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام و همچنین زیارات حضرت سیدالشهداء حسین بن علی علیه السلام، که هزاران نفر از مسلمانان جهان در این اماکن حضور دارند.

19 ـ تأسیس دوره‏های علمی از برای ترجمه کتابهای دینی به لغات زنده جهان.

20 ـ تأسیس موسّسات بزرگ اسلامی از برای پخش نوار به زبانهای مختلف و رساندن احادیث و سخنان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و خاندان معصومش علیهم السلام به مردم جهان.

21 ـ فرستادن عدّه‏ای از جوانان خوش استعدادمان به خارج، برای کسب علوم و اختراعات و اکتشافات اروپائیان، و بعد از آن خودکفا شدن در امور خود.

البتّه برنامه‏های دیگر مربوط به اسلام از لحاظ فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بسیار زیاد است، که هرکدام در واقع یک فصل باید درباره آنها بحث کرد، ولی هدف از نوشتن این کتاب به اختصار می‏باشد.

امّا بحث ما از لحاظ سلبی کار کردن!

اسلام، خود یک مبدأ و عقیده است، و یک فرهنگ و تمدّن و تاریخ، و دارای قوانین تشریعی می‏باشد، کما اینکه غیر از اسلام هم تمام مبادی و ملل گذشته و حاضر دارای عقیده، تاریخ، تمدّن، و تشریع می‏باشند، و بر همه واضح است که زیبائیهای هرچیز وقتی هویدا می‏شود، که مقایسه به غیر شود، چون که (الأشیاء تعرف بأضدادها) (هرچیز با مقایسه ضدّش واضح و معلوم می‏شود) پس اگر توانستیم مقارنه و مقایسه کنیم اسلام را در امور مختلف با بقیّه ادیان و عقائد، قطعاً هر انسان عاقلی با تمام وجود و تصمیم مسلمان خواهد شد، مگر اینکه معاند باشد، که غالباً این افراد بسیار کم می‏باشند، و ضرری به اجتماع نخواهند زد، و قصد من از این کلام این نیست که سلبی کار کردن یعنی هجوم آوردن و بدگوئی کردن از سایر عقاید و تمدّنها، بلکه قصد این است که حقایق و خرافات سایر ادیان را بیان کنیم و مقایسه با حقائق اسلامی نمائیم، تا اینکه حقّ و حقیقت واقعی که سبب سعادت و خوشبختی بشر دردنیا و آخرت می‏باشد روشن گردد، و کدام شخصی است که رغبت نداشته باشد خود و اجتماعش به سعادت و واقعیّت برسد؟ شاید تمام بشر به حقیقت دست یابند.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان




طبقه بندی: قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)،
برچسب ها: رسالت قرآن و پیامبر(ص)، مقایسه بین اسلام و دیگر مکتبها،

تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 12:35 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.