تبلیغات
بهشتیان - بعثت رسول خدا (ص) قسمت سی ام
بهشتیان
هر چه را که بخواهید...
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سید مصطفی سیدی

به نام خدا

بعثت رسول خدا (ص) قسمت سی ام

افراد سرشناسی که در این سالها به مسلمانان پیوستند

در این چند سالی که جریان هجرت به حبشه و پناهندگی بنی هاشم به شعب ابی طالب پیش آمد افراد سرشناسی نیز از مردم مکه و قبایل اطراف به اسلام گرویدند که از آن جمله عامر بن طفیل اوسی و عمر بن خطاب بود،و عمر به تهور و بی‏باکی معروف بود و پیش از آنکه به مسلمانان بپیوندد از کسانی بود که افراد تازه مسلمان از او بیمناک بوده آیین خود را از او مخفی می‏داشتند.ابن هشام از ام عبد الله دختر ابی حیثمه که با عامر بن ربیعه شوهرش به حبشه مهاجرت کردند نقل می‏کند که:ما در مدتی که مسلمان شده بودیم از دست عمر آزار و صدمه بسیاری دیده بودیم و روزی که عازم مسافرت به حبشه بودیم به ما برخورد و گفت:ای ام عبد الله می‏خواهید از مکه بروید؟گفتم:آری شما که از ما قهر کرده و ما را آزار می‏دهید ما هم تصمیم گرفته‏ایم‏در سرزمین پهناور خدا سفر کنیم تا خدا برای ما گشایشی فراهم سازد،عمر گفت:خدا به همراهتان!

و چون جریان را به شوهرم عامر گفتم پرسید:تو امید داری عمر مسلمان شود؟

گفتم:آری،عامر که آن سنگدلیها و بی رحمیهای او را نسبت به مسلمانان دیده بود و هیچ گونه امیدی به اسلام او نداشت گفت:او هرگز مسلمان نخواهد شد مگر آنکه الاغ خطاب مسلمان شود! یعنی هیچ گونه امیدی به مسلمان شدن او نیست‏از قضا خواهر عمر که فاطمه نام داشت با شوهرش سعید بن زید مسلمان شده بودند ولی از ترس عمر اسلام خود را پنهان می‏داشتند،و خباب بن ارت(که پیش از این نامش مذکور شد)گاهگاهی برای یاد دادن قرآن به خانه سعید بن زید می‏آمد و به او و همسرش فاطمه قرآن یاد می‏داد.

روزی عمر بن خطاب که در زمره مشرکین بود به قصد کشتن پیغمبر(ص)شمشیر خود را برداشت و به سوی خانه‏ای که در نزدیکی صفا بود و رسول خدا(ص)با جمعی از مسلمانان در آن اجتماع کرده بودند حرکت کرد در راه که می‏رفت به یکی از دوستان خود به نام نعیم بن عبد الله برخورد،نعیم که عمر را شمشیر به دست با آن حال مشاهده کرد پرسید:ای عمر به کجا می‏روی؟

گفت:می‏روم تا این مرد را که سبب اختلاف قریش گشته و دانشمندانشان را بی خرد خوانده و بر خدایان و آیینشان عیبجویی می‏کند به قتل رسانم!نعیم گفت:ای عمر به خدا سوگند!غرور تو را گرفته تو خیال می‏کنی اگر این کار را بکنی فرزندان عبد مناف تو را زنده می‏گذارند تا روی زمین زنده راه بروی!وانگهی تو اگر راست می‏گویی از خاندان نزدیک خود جلوگیری کن که دین او را اختیار کرده و پذیرفته‏اند!

عمر پرسید:منظورت از نزدیکان من کیست؟

گفت:خواهرت فاطمه و شوهرش سعید بن زید.

عمر که این سخن را شنید خشمناک راه خود را به سوی خانه سعید و خواهرش کج کرد و با شتاب به در خانه آنها آمد،وقتی بدانجا رسید که خباب بن ارت در خانه آنها بود و داشت سوره«طه»را به آنها یاد می‏داد.همین که صدای عمر را دم در شنیدند وحشت زده از جا برخاستند،خباب خود را به درون اتاق و پشت پرده‏ای که آویخته بود انداخت و فاطمه نیز آن صفحه‏ای را که قرآن روی آن نوشته شده بود برداشت و در زیر تشکی که در اتاق بود پنهان کرد و گوشه‏ای ایستاد،در این حال عمر وارد شد و چون قبلا صدای خباب را شنیده بود پرسید:این چه صدایی بود که به گوش من خورد؟سعید و فاطمه هراسناک با رنگ پریده گفتند:

چیزی نبود؟

گفت:چرا به خدا صدایی شنیدم،و به من گفته‏اند:شما به دین محمد درآمده‏اید و از او پیروی می‏کنید!

این سخن را گفته و به طرف سعید حمله‏ور شد!

فاطمه پیش آمد تا از شوهر خود دفاع کند،عمر سیلی محکمی به گوش فاطمه زد چنانکه سرش به دیوار خورده شکست و خون از صورتش جاری گردید،سعید هم که آن وضع را دید گفت:آری ای عمر ما مسلمان شده‏ایم اکنون هر چه می‏خواهی بکن.

عمر که نگاهش به صورت خون آلود خواهر افتاد از عمل خود پشیمان گردید و ایستاد و پس از اینکه قدری مکث کرد گفت:آن صفحه را بده ببینم محمد چه آورده است،فاطمه گفت:من می‏ترسم آن را به دستت بدهم!

عمر گفت:نترس و سپس سوگند خورد که پس از خواندن آن را بدو بازگرداند.

فاطمه گفت:آخر این قرآن است و تو مشرک و نجس هستی و کسانی می‏توانند بدان دست بزنند که طاهر و پاکیزه باشند.

عمر برخاسته غسل کرد و فاطمه آن صفحه را به دست او داد،عمر شروع به خواندن کرد و پس از اینکه مقداری خواند سر را بلند کرده و گفت:چه کلام زیبایی؟

در این وقت خباب از پس پرده بیرون آمد و او را به اسلام تشویق کرد و سپس به نزد رسول خدا(ص)آورد و به دین اسلام درآمد. [1] .

[1] ابن هشام پس از نقل این قسمت روایت دیگری را هم در کیفیت اسلام عمر نقل کرده است.

منبع: کتاب زندگانی حضرت محمد(ص) نوشته سید هاشم رسولی محلاتی

مدینةالعلم

بهشتی باشید...

بهشتیان





نوع مطلب : امامان و پیامبران، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)، 
برچسب ها : پیامبر اسلام، معراج پیامبر، بهشتیان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 10:00 ب.ظ
به وبسایت ما هم سر بزنید
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:50 ب.ظ
سلام حیف شما دوستان که از امکانات بی نظر و رایگان ما بی بهره بمانید
دوستان قبل از هر چیزی از دموی سیستم و سایت تست سایت ساز ما دیدن فرمایید و اگر مابل بودید ما در خدم تشما هستیم کاملا رایگان و ابدی و همیشگی

دموی سیستم: http://weab.ir/test


سایتــ ســاز ویبــ ابزاری است كه شما را قادر می‌ سازد در هر سطحی از دانش كامپیوتری باشید برای خود یک پایگاه اینترنتی راه اندازی کنید. علاوه بر سادگی كار با آن، سایت تولید شده دارای قابلیت های پیچیده و حرفه ا‌ی بی شماری است كه پس از عضویت با چند کلیک آماده استفاده می‌شوند

http://weab.ir/

ویبـــــ | سـایتــــ ســـازی پیشــــرو و متفـاوتــ
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:07 ق.ظ
وبلاگ عالی و مطالب آموزنده و مفید بود .
همیار رایانه پاسخگوی تلفنی سوالات ومشکلات رایانه ، موبایل ، تبلت ، لب تاب و ....
شماره تماس 9099071728
پاسخگویی به صورت شبانه روزی حتی ایام تعطیل.
www.hamyarrayaneh.ir سایت :
برای آشنا شدن با آخرین اخبار فناوری به کانال ما بپیوندید.
تلگرام :
https://t.me/HamyarRayaneh
اینستالگرام :
https://instagram.com/_u/hamyarrayaneh
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:49 ق.ظ
ممنون بابت مطالب مفیدی که در سایت قرار می دهید13
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز!
به وبلاگ بهشتیان خوش آمدید...
در این بلاگ می توانید به بیش از 1100 مقاله،مطلب و دیگر موارد در زمینه های فرهنگی، اجتماعی،دینی،مذهبی و...
دست پیدا کنید.
آدرس اینستاگرام نویسنده: www.instagram.com/mostafasayyedi
تبادل لینک هم با هر سایت و وبلاگی که با خدا باشه آزاده...
موفق باشید

مدیر وبلاگ : سید مصطفی سیدی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد بلاگ بهشتیان






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :