تبلیغات
بهشتیان - بعثت رسول خدا (ص) قسمت یازدهم

به نام خدا

بعثت رسول خدا (ص) قسمت یازدهم

شدت آزار مشرکان

مشرکین که از ملاقاتهای مکرر با ابو طالب نتیجه‏ای نگرفتند به فکر آزار بیشتری نسبت به رسول خدا(ص)و مسلمانانی که به آن حضرت ایمان آورده بودند افتاده و تصمیم گرفتند فشار خود را نسبت به آنها بیشتر کنند تا بلکه بدین وسیله از پیشرفت سریع مرام مقدس اسلام جلوگیری به عمل آورند و بدین منظور رؤسای قبایل هر کدام تنبیه و آزار افراد تازه مسلمان قبیله خود را به عهده گرفتند و قرار شد هر کدام جداگانه عهده‏دار شکنجه مسلمانان قبیله خود گردند.

ابو طالب که چنان دید فرزندان هاشم و مطلب را طلبید و از ایشان خواست تا او را در دفاع از رسول خدا(ص)کمک دهند آنان نیز پس از استماع گفتار ابو طالب سخنش را پذیرفتند،تنها ابو لهب بود که از قبول آن پیشنهاد خودداری کرد و در دشمنی و عداوت خود باقی ماند و بلکه به پیشنهاد سران مشرک مکه آزار رسول خدا(ص)را نیز به عهده گرفت و تا زنده بود از دشمنی و آزار آن حضرت دست برنداشت،گذشته از آن همسرش ام جمیل و پسرش عتبه [1]  را نیز به دشمنی وادار می‏کرد و آن دو نیز به‏وی تأسی جستند تا آنجا که ام جمیل خار سر راه رسول خدا(ص)می‏ریخت و شعر در مذمت او می‏سرود،چنانکه قبل از این مذکور گردید،تا جایی که سوره أبی لهب در مذمت آن دو نازل گردید و همین امر سبب شد که مقداری از شدت آزارشان بکاهند و تنبیه شوند.

[1] عتبه بن ابی لهب پیش از جریان بعثت رسول خدا(ص)به دامادی آن حضرت مفتخر گشت و شوهر رقیه دختر رسول خدا(ص)بود.و چون آن حضرت به نبوت مبعوث شد به تحریک پدرش ابو لهب و یا روی دشمنی و عداوتی که خود با آن حضرت داشت رقیه را از خانه خود بیرون کرده و به خانه پدر بزرگوارش فرستاد و در سیره ابن هشام است که این ماجرا پس از جنگ بدر اتفاق افتاد،بدین ترتیب که چون مشرکان قریش در جنگ بدر شکست خوردند و به مکه بازگشتند از جمله کارهایی که به تلافی این شکست در مکه انجام دادند آن بود که ابو العاص بن ربیع شوهر زینب دختر رسول خدا(ص)و عتبه بن ابی لهب شوهر رقیه دختر دیگر آن حضرت را که در مکه به سر می‏بردند تحت فشار قرار دادند تا دختران آن حضرت را طلاق دهند و به آنها گفتند:هرگاه آنها را طلاق دهید ما هر زنی و یا دختری را که خواستید برای شما خواهیم گرفت.

با اینکه به خاطر اسلام ازدواج زینب و ابو العاص قطع شده بود ولی ابو العاص حاضر نشد این کار را بکند و به قریش گفت:من همسر خود را به هیچ زنی از زنان قریش نخواهم داد.

اما عتبه بن ابی لهب گفت:من حاضرم این کار را بکنم مشروط به اینکه دختر ابان بن سعید یا دختر سعید بن عاص را برای من بگیرید،و آنها دختر همان سعید بن عاص را به عقد او درآورده و عتبه نیز رقیه را طلاق گفت.

و در پاره‏ای از نقلهاست که عتبه رقیه را طلاق نگفت تا وقتی که به نفرین رسول خدا(ص)در سفری طعمه درنده گردید و رقیه به خانه پدر بازگشت.و جریان نفرین آن حضرت آن بود که چون سوره «و النجم اذا هوی...» نازل شد عتبه آن حضرت را تکذیب کرده و به نقلی آب دهان نیز به صورت رسول خدا(ص)انداخت،حضرت او را نفرین کرده گفت:«خدایا یکی از سگانت را بر او مسلط گردان»و تعبیر به سگ شاید کنایه از درنده‏ای از درندگان بوده باشد.

پس از این ماجرا عتبه به همراه پدرش ابو لهب برای تجارت به شام رفت و در یکی از منزلگاهها شب هنگام فرود آمده و خواستند منزل کنند،راهبی دیرنشین که در آنجا منزل داشت بدانها گفت:در این سرزمین درندگان زیاد هستند،ابو لهب که این سخن را شنید به همراهان خود گفت:من از نفرین محمد بر این فرزند بیمناکم،امشب شما به من کمک کنید و عتبه را محافظت نمایید،آنها نیز شترها و بارهای خود را جمع‏آوری کرده و عتبه را در وسط آنها روی بارها خواباندند و خود نیز همگی اطراف او خوابیدند،چون پاسی از شب گذشت شیری(یا درنده دیگری)آمد و یک یک را بو کرد تا به عتبه رسید آن گاه با پنجه‏های خود ضربت محکمی به او زد که همان سبب مرگش شد.

منبع: کتاب زندگانی حضرت محمد(ص) نوشته سید هاشم رسولی محلاتی

مدینةالعلم

بهشتی باشید...

بهشتیان




طبقه بندی: مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)، امامان و پیامبران،
برچسب ها: بعثت رسول خدا (ص)، شدت آزار مشرکان،

تاریخ : شنبه 9 مرداد 1395 | 10:47 ق.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.