تبلیغات
بهشتیان - رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت دهم

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت دهم:

تقوا از مهمترین عوامل پیروزی

شاعر می‏گوید:

شکوت الی وکیع سوء حـظّی 

فأرشـدنی الی ترک المعاصـی

و علّله بـأن العـلــــم فـضـل 

و فضــل الله لا یؤتـی لعاصی

به وکیع (که یکی از علما بود) از بدشانسی خود شکایت کردم.

او مرا نصیحت کرد که دیگر گناه نکنم.

و گفت: علم و دانش موهبتی است از جانب خدا.

و این فضل و موهبت به گناهکاران داده نمی‏شود.

شاید سخت‏ترین شرط از برای تطبیق اسلام چه از برای یک فرد و چه از برای تمام مردم (تقوی) و خدا را در هرحال به یاد داشتن در هر کوچک و بزرگی باشد، و این شرط اساسی پیروزی انسان است.

در این راه ولو بعد از زمانی طولانی - کما اینکه از مشکل‏ترین امور، که پروردگار متعال در دفع عداوت می‏فرماید:

(لا یلقّاها الاّ الّذین صبروا، ولا یلقّاها الاّ ذو حظّ عظیم).

به آن نمی‏رسد مگر صابران، و جز صاحبان بهره بزرگ.

و در مثال آمده: (فاقد الشی‏ء لا یکون معطیا له) کسی که خود دارای چیزی نیست نمی‏تواند آن چیز را به دیگران ببخشد، پس کسی که می‏خواهد اسلام را پیاده کند باید اوّل نفس خود را با تقوی مسلّح گرداند، و شب و روز مواظب آن باشد، و در هر حرکت و سکونی و قول و عملی، و داد و ستدی، و رضایت و غضب، و شبیه آن، خدا را در نظر داشته باشد، و هیچ خلافی از او سر نزند، و هیچ وقت فکر تهمت زدن و یا دروغ گفتن و غیبت کردن، و دو به هم زنی و بدبینی و غرور، و تکبّر بر دیگران را نکند، و با مردم با خوش‏اخلاقی و تواضع رفتار کند، یعنی آنچه حقیقت اسلام است به مردم نشان دهد.

امّا اینکه گفتیم از شروط مهم تطبیق اسلام و راه تبلیغ (تقوی) است، چون که اصلاً پیاده کردن اسلام برای همین هدف است، و آیا ممکن است انسان به هدفی برسد که خود به آن عمل نمی‏کند؟ دیگر آنکه چه نتیجه‏ای دارد که انسان سعی کند اسلام تطبیق شود، و دستورات آن پیاده گردد، ولی خود او به آن دستورات عمل نکند؟ آیا در این وقت مصداق قول پروردگار قرار نمی‏گیرد که می‏فرماید:

(یا ایّهاالّذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون)؟

ای کسانی که ایمان آورده‏اید چرا می‏گوئید آنچه را که خود عمل نمی‏کنید؟

و در حدیث آمده است: (انّ من أشدّ الناس حسرة یوم‏القیامة رجل دعی الی الله فقبل المدعوّ، فأدخله الله الجنّة و أدخل الداعی الی‏النار بترکه لما دعی الیه).

شدیدترین و سخت‏ترین مردم از لحاظ غم و اندوه و افسوس فراوان در روز قیامت را مردی دارا است که مردم را به سوی خدا دعوت می‏کند، و شنوندگان به واسطه سخنهای او به بهشت می‏روند، ولی دعوت‏کننده به سوی جهنّم روانه خواهد شد، چون او به آنچه می‏گفت عمل نمی‏کرد، و چون که محور دعوت به سوی خدا از برای رضایت او است، لذا می‏بینیم انبیاء و ائمّه أطهار علیهم‏السلام به غیر از خدا هیچ چیزی را در نظر نداشتند، و بسیار از برای آنها ممکن بود حاکم بر مردم شوند، ولی حاضر نمی‏شدند، که کوچکترین خدمتی به ظالم و یا از برای غیر خداوند متعال انجام دهند، چون می‏دیدند که این امر می‏شود، ولی با مقداری عصیان خدا ولو بسیار مختصر...

و واضح‏ترین مثال که در ذهن ما مسلمانان می‏باشد، تاریخ و زندگانی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و خلفای برحقّش ائمه اطهار علیهم‏السلام می‏باشند، که اگر می‏خواستند کوچکترین کمکی به حکومتهای زمان خود کنند، دنیا به طرف آنها روی می‏آورد، و برای آنهاممکن بود به آزادی کامل بتوانند عدّه زیادی از مردم را دور خود جمع کنند، ولی همین تأیید مختصر را حاضر نشدند انجام دهند،و از برای خود زندان و شهادت و فرار و فشار را ترجیح دادند، که طبیعتاً از هدایت و ارشاد مردم هم محروم می‏شدند، چون که آنها می‏دیدند که محور واقعی و اساسی حرکت آنها (تقوی و پرهیزکاری) است، و اگر هدایت با تقوی امکان داشت، پس به نتیجه مطلوب خواهند رسید، و الاّ لازم بود که تقوی را ملازم خود گردانند، و همان تقوی و حقیقت آنها بود که تا امروز نام آنها در صفحات تاریخ به پاکی و پاکیزگی برده می‏شود، و کوچکترین نقطه ضعفی در زندگانی آنان به چشم نمی‏خورد، ولی دشمنان آنها که حکومت را به هزار راه نامشروع و نیرنگ و دروغ‏پردازی به دست می‏آوردند، نامشان تا به حال و تا ابد در تاریخ سیاه خواهد بود، و همیشه مردم از آنها به زشتی و پلیدی یاد می‏کنند.

دیگر اینکه اسلام مطلقا این کلام را قبول ندارد که: (هدف وسیله را توجیه می‏کند)

و اینکه گفتیم (تقوی) از سخت‏ترین شروط است، مطلبی است روشن، و تسلّط بر نفس در هر مورد، خصوصاً اگر راههای آزادی به سوی آن باز باشد، تملّق گوئیهای مردم از یک سو، و وسوسه‏های شیطانی از سوی دیگر، همیشه با انسان باشد، خواهیم دید که تقوی و پرهیزکاری از مشکل ترین امور خواهد بود.

به قول شاعر:

نفسی و شیطانی و دنیا و الهوی 

کیف الخلاص و کلّهم أعدائی؟

نفس اماره و شیطان و دنیا و هوا و هوس.

همه دشمنان من می‏باشند، چگونه از آنها نجات یابم؟

شیخ انصاری (قدّس سره) فرموده است:

(عالم شدن چه مشکل، آدم شدن چه اشکل).

و قبل از ایشان خداوند متعال خطاب عجیبی به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمّد صلی الله علیه وآله نموده و می‏فرماید:

(ولو لا أن ثبّتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلا، اذن لأذقناک ضعف الحیاة و ضعف الممات).

اگر نه اینکه ثبات می‏دادیم تو را، هر آینه نزدیک بود که به سوی ایشان (یعنی کفّار) اندکی میل کنی، آنگاه می‏چشاندیم تو را دوچندان عذاب زندگی، و دو چندان عذاب مرگ را.

و در داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن کریم آمده:

(و همّ بها لولا أن رأی برهان ربّه).

اگر ندیده بود، برهان و حجّت پروردگار خود را به خواهش او (زلیخا) جواب مثبت داده بود.

و از این مثالها بسیار زیاد است.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان




طبقه بندی: قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)،
برچسب ها: رسالت قرآن و پیامبر(ص)،

تاریخ : یکشنبه 24 آبان 1394 | 07:48 ب.ظ | نویسنده : سید مصطفی سیدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.