تبلیغات
بهشتیان - رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت پنجم
بهشتیان
هر چه را که بخواهید...

به نام خدا

رسالت قرآن و پیامبر(ص) قسمت پنجم:

آیا ممکن است اسلام مجددا حکمفرما شود؟

آیا ممکن است اسلام دو مرتبه برگردد، و برنامه‏های رهائی‏بخش آن پیاده شود؟

سؤالی است بر لبهای همه کسانی که منتظر جواب می‏باشند... و اکثرا در جواب کلمه (نه) (ممکن نیست) (نمی‏شود) (با دنیای روز قابل تطبیق نیست) و غیره را می‏شنوند، ولی این جوابها یا از جهل و نادانی به اسلام است، و یا مغرضانه است، اینها دلیل می‏آورند:

1 ـ اسلام تطبیق نشد، و احکام آن پیاده نشد، مگر در یک دورانهای کوتاه، مانند دوران حضرت رسول صلی الله علیه وآله و بعضی از خلفای طاهرین و معصوم آن حضرت، و امّا در سایر دورانها فقط اسلام لفظی بود، و هیچ کس آن را تطبیق عملی نمی‏کرد، و در تاریخ مشاهده می‏کنیم که در دوران اکثر خلفای اسلامی، و کاخهای امرا و رؤسا و شبه آن از اسلام خبری نبود، بلکه همیشه به مقدّسات اسلامی اهانت شده و بر ضدّش عمل می‏شده، پس به عقیده ما دینی که حکّامش این چنین به آن رفتار می‏کردند، قابل تطبیق نیست.

2 ـ قوانین و دستورات اسلامی بسیار سخت و دشوار است، آیا ممکن است در امروز قانون غلام و کنیز را تطبیق کرد؟ یا قانون بریدن دست دزد را؟ و آیا خمس و زکات از مردم گرفتن از برای اقتصاد سنگین مملکت اسلامی کافی است؟ و می‏شود مالیات زور و باطل را از مردم نگرفت؟

این بحثها و مجادلات هیچ واقعیتی ندارد، و برگشت اسلام به زندگی مردم بسیار آسان‏تر از بقای قوانین و زندگی باکفر است، و مثال برگشت اسلام به جامعه مانند سفر به هواپیما، و غیر اسلام از سایر نظامها، مانند سفر با چهارپایان است، پس هر وقت ما به اسلام برگردیم به هدفمان زودتر خواهیم رسید.

و باید دانست که این آیا، آیاها تمام از حلقوم استعمارگران پخش می‏شود، که می‏دانند اگر مسلمانان بیدار شوند و دو مرتبه اسلام را زنده کنند، آن آقائی و عزّت و شوکت ازدست رفته خود را یافته، و همین غربیها، جیره خوار و زیر دست آنان خواهند گردید.

امّا اینکه می‏گویند اسلام تطبیق نشد، مگر در یک دوران کوتاه، این گفتار خلاف واقع است، چون که ظاهر عمومی کشورهای اسلامی در تمام تاریخ اسلام و حکومت آن اسلامی بوده، منتهای امر، خلیفه و یا امیر هتک حرمت اسلام می‏کرده، و در وضع شخصی خود و حاشیه و اطرافیانش بوده، و این بی‏حرمتیها را اکثر رؤسای بقیّه مبادی و ادیان هم دارا می‏باشند، مانند نظامهای دموکراسی، که رؤسایش اکثرا مستبدّ و هتک قوانین را می‏کنند، ولی کشور از حالت دموکراسی بودن خارج نمی‏شود، و غرض ما از این کلام صبغه و نظر عمومی اسلام بوده، به این معنا که:

دستور عمومی در قضاوتها قرآن و سنّت پیامبرصلی الله علیه وآله بوده، و مردم در احکام پیرو قرآن و دستورات آن بوده‏اند، خلاف امروز که دستورالعمل در تمام کشورهای به ظاهر اسلامی از غرب و یا شرق می‏آید، و ابدا در احکام از اسلام و قرآن اسمی نیست.

امّا اینکه می‏گویند: قوانین اسلام سخت است، خلاف واقع است، بلکه برعکس بسیار آسان است، اگر هر مسلمانی به قوانین اسلامی عمل کند، و این بحث مفصّلی است که خواننده محترم باید مراجعه کند به کتابهای اسلامی و مطالعه کند تاریخ تطبیقی اسلام را (هدف از این کلام، کیفیّت حکومت در کشور اسلامی است)، و بعد مقایسه کند آن را با کتابهای قوانین روز، و تاریخ جهان امروز، تا به دست آورد، کدام آسان‏تر و به حال مردم بیشتر موافقت می‏کند، و با فکر و عقل بیشتر سازش دارد.

اگر بخواهیم وارد بحث افتخارات اسلام و تفصیل آن شویم باید یک بحث مفصّلی را شروع کنیم، که آن با این کتاب مختصر مناسب نیست، ولی اشاره‏ای به آن می‏کنیم.

قانون غلام و کنیز در اسلام، غیر از قانون حکمفرمای در جهان بوده، که (لنکولن) آن را ملغی نمود و از بین برد، بلکه قانون اسلام بهترین حلّ مشکل از برای اسرای جنگ کفّار با مسلمین بود.

ولی بنده و کنیز در دنیای غرب یک مهر عاری بر پیشانی انسانیّت و بشر بود، که اسلام آن را از روز اوّل رفض کرد، پس افتخار از بین بردن بندگی برای اسلام است نه (لنکولن).

قانون بندگی در اسلام این است که هر دولت باطلی که بدون دلیل و سبب، یعنی فقط دشمنی و عداوت، آن را وادارد که با مسلمانان جنگ کند، اگر مسلمانان عده‏ای از آنها را در جنگ اسیر کنند، حاکم و رئیس دولت اسلامی مخیّر و آزاد است که:

1 ـ بر او منّت نهد، و او را آزاد گرداند.

2 ـ از او تاوان و فدیه بگیرد، و آزاد گرداند.

3 ـ او را بنده گرداند ـ الی غیر ذلک ـ.

هریک از این حکمها را می‏تواند بر حسب صلاح و حکمت انجام دهد.

و بندگی یک نوع جریمه و اهانتی است از برای اسیر کافر تا اینکه چشم زخمی از برای بقیّه کفّار شود، و دیگر بیهوده با مسلمانان، دشمنی نکنند، و به کشورهای آنها یورش نبرند، و دیگر اینکه اگر اسیر زندانی شود، گذشته از اینکه باید خرج غذای او را داد، نیروی او هدر رفته، و ممکن است از لحاظ جسمی و روحی بیمار شود، ولی به عنوان بنده می‏تواند زیر نظر و سلطه مولایش آزادانه به هرکار و فعّالیّت که وارد است مشغول باشد، و خدمتگذار جامعه اسلامی قرار گیرد.

آیا این کار بهتر از آن نیست که اسیر را کشته و یا زندانی گردانند؟ و فعّالیت و نیروی او کوبیده شود؟

و امّا اگر او را آزاد گذارند، ممکن است ازاو کارهای خطرناک و خرابکاری سر زند، و یا چون حمایت و پشتوانه‏ای ندارد کشته شود، و یا اینکه مفاسد دیگری مانند جاسوسی از برای دشمن، و غیره انجام دهد، ولی وقتی زیر نظر یک شخص با شرایط مخصوص قرار گیرد به عنوان بنده، مقیّد گردیده و نمی‏تواند در دولت اسلامی خرابکاری و یا جاسوسی و کار خلافی انجام دهد.

و من حاضرم جوابگوی هرکسی باشم که در این قانون، و آن حدودی که اسلام مقرّر کرده از برای اسیر، حلّ بهتری ارائه دهد؟

امّا قانون (بریدن دست دزد) تاریخ نشان می‏دهد که این قانون، دزدی را از کشورهای اسلامی و مردم آن از بین برد و نفی کرد، و در مدّت دو قرن کامل فقط در دولت اسلامی چند دست بریده شد، و حال باید از هر انسان باوجدان و منصفی سؤال شود آیا این بهتر است یا اینکه دزد را مدّتی در زندان گذاشت، و با دزدهای دیگر آشنا شود، و تازه شیوه و راه جیب‏بری و دزدی را بهتر یاد گیرد، و بعد از آزادی دو مرتبه با فوت و فنهای بهتری به کار دزدی ادامه دهد، و افراد دیگر هم جرأت دزدی کردن پیدا کنند؟ چون مجازات زندان برای افرادی که نفس آنها شرور و پست است چیز مهمّی نیست، لذا می‏بینیم هر روز دزدی رو به ازدیاد است، دیگر چگونه می‏گویند که بریدن دست دزد، کاری زشت و ناپسند است، ولی نمی‏گویند آدم کشی زشت است، با اینکه قوانین جزائی از برای بعضی از جریمه‏ها قانون اعدام را گذاشته است؟

دیگر اینکه اینها فکر نمی‏کنند در جهان امروز چه جرمها، و آدم کشی‏هائی انجام می‏گیرد، از برای دزدی، و چه قدر افراد بی‏گناه هرساله به قتل می‏رسند برای اینکه دزدان اموال آنها را سرقت کنند و یا اگر کشته نشوند چقدر علیل و زخمی موجود است که از برای دفاع از ثروت خود به دست دزدان آسیب دیده‏اند، چرا این کارها و جرمها را محکوم نمی‏کنند؟ ولی قانونی که اسلام از برای اصلاح جامعه قرار داده، و آن هم بعد از شروط فراوان، آنقدر مورد هجوم قرار می‏گیرد، آیا این غیر از دشمنی مغرضانه به قوانین اسلامی چیز دیگری است؟

امّا خمس و زکات:

هردو، از دستورات بسیار خوب و افتخارآمیز اسلام است.

چون که مالیاتهای اسلامی فقط در این دو به اضافه خراج و جزیه منحصر است، با اینکه همیشه پول در دولت اسلامی زیاد بوده، چون برنامه‏های اسلامی برای (کیفیّت صرف مال) بسیار منظّم می‏باشد، و این سه مطلب که مختصراً در باره آنها صحبت شد، احتیاج به یک کتاب مستقل دارد، تا این مختصر در آن شرح داده شود، و فقط باید دانست که مالیات غیر از اینها در اسلام نیست، چون اکثر امور مملکت اسلامی را مردم خود اداره می‏کنند، و چون دولت اسلامی مردمی است لذا احتیاج به مالیات ندارد، بلکه اکثر کارهای اجتماعی را مردم خود انجام می‏دهند، و دولت فقط باید ناظر باشد که خلاف شرع رفتار نکنند و به کسی اجحاف نشود، و مسلمین پیش روند.

ادامه دارد...

اثر:سید علی فالی

اندیشه های اسلامی

مدینةالعلم

بهشتیان





نوع مطلب : قرآن، احادیث معصومان(ع)، مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)، 
برچسب ها : رسالت قرآن و پیامبر(ص)،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز!
به وبلاگ بهشتیان خوش آمدید...
در این بلاگ می توانید به بیش از 1100 مقاله،مطلب و دیگر موارد در زمینه های فرهنگی، اجتماعی،دینی،مذهبی و...
دست پیدا کنید.
آدرس اینستاگرام نویسنده: www.instagram.com/mostafasayyedi
تبادل لینک هم با هر سایت و وبلاگی که با خدا باشه آزاده...
موفق باشید

مدیر وبلاگ : سید مصطفی سیدی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد بلاگ بهشتیان






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :