تبلیغات
بهشتیان - زبان آگاهی پیامبران و امامان (قسمت چهارم)
بهشتیان
هر چه را که بخواهید...

زبان آگاهی پیامبران و امامان (قسمت چهارم)

حجت خدا باید زبان آگاه باشد

بنگرید: یک. عن الهروی قال: کان الرضا(ع) یکلّم الناس بلغاتهم وکان والله افصح الناس واعلمهم بکل لسان ولغة. فقلت له یوما: یابن رسول الله، انی لأعجب من معرفتک بهذه اللغات علی اختلافها. فقال: یا أبا الصلت، انا حجة الله علی خلقه وما کان لیتخذ حجة علی قوم وهو لایعرف لغاتهم؛[1] .

ابا صلت هروی گفت: امام رضا(ع) با مردم به زبان های آن ها سخن می گفتند. به خدا سوگند آن حضرت فصیح ترین و داناترین مردم به هر زبان و لغتی بود. روزی به آن حضرت گفتم: ای پسر رسول خدا! من از آگاهی شما به این زبان های گوناگون در شگفتم.

حضرت فرمود: ای ابا صلت! من حجت خدا بر مردمم و خداوند، حجتی که زبان آنان را نداند بر جامعه ای نمی گمارد.

دو. روی عن ابی حمزة، نصیر الخادم، قال: سمعت أبا محمد(ع) غیر مرة یکلّم غلمانه وغیرهم بلغاتهم وفیهم روم وترک وصقالبة، فتعجبت من ذلک وقلت هذا ولد بالمدنیة ولم یظهر لأحد حتی قضی أبوالحسن ولا رآه احد فکیف هذا؟ احدث بهذا نفسی. فاقبل علی وقال: ان الله بیّن حجته من بَیْن سائر خلقه واعطاه معرفة کل شیء فهو یعرف

اللغات والأنساب والحوادث ولولا ذلک لم یکن بین الحجة والمحجوج فرق؛ [2] .

از ابوحمزه، نصیر خادم، روایت شده است که گفت: من مکرر می شنیدم که امام عسکری(ع) با غلامان و غیر غلامانشان که رومی یا ترک یا از صقالبه بودند به زبان آنها سخن می گفتند. از این رو من شگفت زده بودم، با خود می گفتم: این حضرت (امام عسکری ـ ع ـ) در مدینه به دنیا آمد و تا هنگام مرگ امام هادی(ع) بر کسی آشکار نگشت و کسی او را ندید پس چگونه با این زبان ها آشناست؟

امام عسکری(ع) روی به من کرد و فرمود: بی شک، خداوند حجّتش را از میان مردم، مشخص کرده است و به او شناخت هر چیزی را عطا کرده و او زبان ها، نسب ها و رویدادها را می داند و اگر چنین نبود بین حجّت و آن کس که حجّت نیست (حجّت برای او آمده است) فرقی وجود نداشت.»

توضیح:

«ابا محمد» کنیه امام حسن عسکری(ع) است.

«ابوالحسن» کنیه پنج تن از امامان(ع) است و در این روایت مقصود از «ابوالحسن» حضرت امام هادی(ع) هستند.

واژه «صقالبه» در روایات، بسیار به کار رفته است.

این کلمه، جمع «صَقْلَبْ»، «صَقْلاب»، «صَقْلَبی» و «صَقْلابی» است.

دهخدا به نقل از دائرة المعارف اسلامی فرانسه آورده است:

«این کلمه، بدون شک مأخوذ از کلمه یونانی اسکلابنوی، اسکلابوی می باشد.»

و به نقل از قاموس الاعلام ترکی نوشته است:

«اعراب، اسلاوها را به این نام (صقلاب) می خوانند و در اثر بُعْد مسافت وفِقدان وقایع تاریخی مشهور، معلومات جغرافیون عرب، در حق اینان بسیار مشوّش است. احمد بن فضلان، اول کسی است که در حق اینان اطلاعات و

اخباری بیان کرده و وی از طرف المقتدر بالله، خلیفه عباسی به سمت سفیری نزد پادشاه صقالبه اعزام شده بود.»

وفیروز آبادی نگاشته است:

«الصَقْالِبَة جیل تتاخم بلادهم بلاد الخزر بین بُلْغَرْ وقسطنطنیه؛ [3] .

صقالبه، نسلی هستند که سرزمینشان، هم مرز سرزمین خزر است و بین بلغارستان و قسطنطنیه قرار دارد.»

سه. امام صادق(ع) فرمودند:

«ان الله لایجعل حجّة فی أرضه یسال عن شیء فیقول لا أدری؛ [4] .

بی شک، خداوند حجتی که چیزی از او پرسیده شود و بگوید نمی دانم در زمینش قرار نمی دهد.»

فصل الخطاب

در روایات زیادی تصریح گردیده است که به امامان(ع) «فصل الخطاب» عطا شده است.

در زیارت جامعه نیز می خوانیم: «فصل الخطاب عندکم» و در روایات دیگری «فصل الخطاب» به زبانْ آگاهی و آشنایی با لغات تفسیر شده است.

بنگرید:

یک. قال امیر المؤمنین(ع):

ولقد أعطیت خصالاً ما سبقنی إلیها احد قبلی. علمت المنایا والبلایا والأنساب وفصل الخطاب فلم یفتنی ما سبقنی ولم یعزب عنی ما غاب عنی؛ [5] .

محققاً به من خصلت هایی داده شده است که در آنها هیچ کس بر من پیشی ندارد؛ دانستن مرگ ها، رویدادهای ناگوار، نسب ها و «فصل الخطاب» به من آموزش داده شده

است. پس علم به آنچه پیش از من سپری شده است از دستم نرفته و علم به آنچه پنهان است، از دست رس من دور نیست.»

دو. امام رضا(ع) فرمودند:

مرعشی«أو ما بلغک قول امیرالمؤمنین(ع): اوتینا فصل الخطاب، فهل فصل الخطاب الاّ معرفة اللغات؟[6] ؛

آیا سخن امیر المؤمنین(ع) به تو نرسیده است که فرمود: به ما «فصل الخطاب» داده شده است. آیا «فصل الخطاب» چیزی غیر از شناخت زبان هاست؟»[7] .

[1] همان، ج 26، ص 190، و ج 49، ص 78؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص 228 (این روایت دنباله دارد).

[2] همان، ج50، ص 268.

[3] قاموس المحیط، چاپ سنگی، ص 38. و نگاه کنید به قسمت بیان از بحارالانوار، ج49، ص87.

[4] اصول کافی، ج1، ص 330.

[5] همان ج1، ص 280 و 281؛ نک: بحارالانوار، ج22، ص 461، 347، 387 و ج25، ص 163، 352، 354 و ج26، ص 30، 141، 190 و ج49، ص 87.

[6] بحارالانوار، ج26، ص 190.

[7] گفتنی است: تعبیر «فصل الخطاب» در قرآن کریم نیز به کار رفته است: «وشددنا ملکه وآتیناه الحکمة وفصل الخطاب» (ص 20) و در حدیث آمده است: وقال النبی(ص) فیما سأل ربه «رب زدنی علماً»: فهی الزیادة التی عندنا من العلم الذی لم یکن عند أحد من أوصیا، الانبیاء ولا ذریّة الأنبیاد ولاذریّة الأنبیاء غیرنا فبهذا العلم علمنا البلایا والمنایا وفصل الخطاب (بحارالانوار، ج26، ص 65).

ادامه دارد...

منبع: نرم افزار مدینه العلم

بهشتیان





نوع مطلب : احادیث معصومان(ع)، امامان و پیامبران، 
برچسب ها : زبان آگاهی پیامبران و امامان (قسمت چهارم)،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز!
به وبلاگ بهشتیان خوش آمدید...
در این بلاگ می توانید به بیش از 1100 مقاله،مطلب و دیگر موارد در زمینه های فرهنگی، اجتماعی،دینی،مذهبی و...
دست پیدا کنید.
آدرس اینستاگرام نویسنده: www.instagram.com/mostafasayyedi
تبادل لینک هم با هر سایت و وبلاگی که با خدا باشه آزاده...
موفق باشید

مدیر وبلاگ : سید مصطفی سیدی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد بلاگ بهشتیان






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :