تبلیغات
بهشتیان - آئین نیاکان پیامبر اکرم(ص)
بهشتیان
هر چه را که بخواهید...
یکشنبه 24 اسفند 1393 :: نویسنده : سید مصطفی سیدی

آئین نیاکان پیامبر اکرم(ص)

مقدمه

آشنائی با آئین پیامبر (ص) پیش از برانگیختگی به رسالت، در گروه این است که وضع آئین نیاکان و برخی از اعمال او، روشن گردد، زیرا معمولاً ایمان و توحید و یا ضلالت و گمراهی کودک، شاخه‏ای از درختی است که در دل خانه می‏روید و شاخ و برگ می‏کشد، اگر ایمان و توحید شخصیتهائی مانند «عبدالمطلب» و «ابوطالب» و «والدین پیامبر (ص)» به روشنی ثابت گردد، شک و تردید در ایمان پیامبر (ص) قبل از بعثت و گرایش او به آئین توحید، وسوسه‏ای بیش نخواهد بود.

ما برای اینکه پیرامون این موضوع به صورت مستدل و مبسوط سخن گفته باشیم نخست وضع آئین نیاکان و اعضا بیت هاشمی را تشریح می‏نمائیم و سپس به تبیین وضع آئین رسول گرامی پیش از بعثت می‏پردازیم.

نخست پیرامون آئین «عبدالمطلب»، «ابوطالب»، «عبدالله»پدر پیامبر (ص)، و «آمنه» مادر گرامی رسول الله سخن می‏گوئیم. اینک تفصیل گفتار پیرامون شخصیتهای چهارگانه:

ایمان عبدالمطلب

مقصود از «ایمان» در این بحث، اعتقاد به خدا و اذعان به وجود او نیست، زیرا قاطبه عرب به جز انگشت شماری از آنان، به وجود خالق یکتا معتقد بودند، و اعتقاد به خدا جز فرهنگ رسمی عرب به شمار می‏رفت که از ابراهیم (ع) به یادگار مانده بود، بلکه مقصود از آن یکتاپرستی و پرهیز از پرستش اصنام و بت‏ها است که اکثریت قریب به اتفاق عرب را فرا گرفته بود، و جز افراد معدودی از «اصناف» همگان «بت» را می‏پرستیدند، ولی سران بیت‏هاشمی از این پلیدی به دور بودند هر چند برخی از آنان از وضع محیط متأثر بوده و افرادی در آن بیت مانند «ابولهب» از آن دفاع می‏کردند، ولی در اخلاص و توحید عبدالمطلب در یکتاپرستی کافی است که به سخنان مورخان درباره او گوش فرا دهیم.

1- یعقوبی تاریخ نگار قرن سوم می‏نویسد:

نیای پیامبر (ص) «عبدالمطلب»، پرستش بتان را ترک گفت، و توحید در عبادت را پیشه خود ساخت، و به نذر خود در راه خدا وفا نمود و سنتهائی را پی‏ریزی کرد که وحی الهی اکثر آنها را تصویب نمود آنگاه به سنتهایی که نیای پیامبر پی‏ریزی کرده بود اشاره می‏کند.

2- در حمله «ابراهه» به سرزمین مکه به قصد تخریب خانه خدا، توحید و یکتاپرستی «عبدالمطلب» و روگردانی او از «بتان» قریش، به خوبی دیده می‏شود او وقتی از تصمیم ابرهه آگاه شد، و گزارش رسید که شتران او را سپاه پیل به یغما برده است، یک سره به اردوگاه «ابرهه» رفت و مورد تجلیل و احترام او قرار گرفت، تنها چیزی که از او درخواست کرد این بود که دستور دهد اموال به غارت رفته او را، بازگردانند.

«ابرهه» از درخواست کوچک او در برابر تصمیم خطرناکی که او نسبت به تخریب کعبه نموده بود، در شگفت فرو رفت، و گفت من از درخواست ناچیز تو در شگفتم من آمده‏ام خانه‏ای را ویران کنم که مایه افتخار قبیله و نیاکان تو است ولی تو سخن از شترهائی که به غارت رفته می‏رانی چه بهتر بود که از من درخواست می‏کردی تا از این کار صرف نظر کنم.

«عبدالمطلب» با چهره باز و قلبی مطمئن گفت: من صاحب شترم و برای مطالبه آن آمده‏ام خانه نیز صاحبی دارد، که از آن حفاظت می‏کند ابرهه گفت چیزی نمی‏تواند مانع از تصمیم من گردد این سخن را بگفت فوراً دستور داد که شتران او را بازگردانند او نیز پس از تحویل، همه را نذر کعبه کرد، و در حرم رها نمود که هر نوع دست درازی به آنها، مایه ظهور خشم الهی گردد آنگاه به سوی قریش آمد و همگان را از تصمیم ابرهه آگاه ساخت، سپس یک سره به سوی کعبه رفت و حلقه باب کعبه را با گروهی از قریش به دست گرفت و به مناجات با خدای خود پرداخت و در ضمن گفتگوی خود با خدا، چنین گفت: پروردگارا! به جز تو به کسی امیدی ندارم، آنان را از حریم خانه خود بازدار، دشمن خانه تو، دشمن تو است، آنان را از تخریب جلوگری نما!اگر نیای پیامبر یک فرد بت پرست بود در این لحظات حساس باید بسان دیگر مشرکان به بتان کعبه پناه ببرد، و دست حاجت به سوی آنها دراز نماید.

3- در یکی از سالها، که آسمان از ریزش باران بخل می‏ورزید، در چنین شرائطی قریش حضور «عبدالمطلب» رسیدند و همگان بر فراز کوه «ابی قبیس» قرار گرفتند نیای پیامبر او را در حالی که آن روز کودکی بیش نبود همراه خود به کوه آورد و با خدای خود چنین راز و نیاز کرد:

خداوندا این افراد بندگان و کنیزان و کودکان آنها هستند، تو از وضع آنان و خشک سالیهای پی‏درپی آگاه هستی، پروردگارا دامها نبود شده چیزی نمانده که نفوس نیز هلاک شوند، خدای قطحی را به فراخی تبدیل بفرما، او در حالی که با خدای خود سخن می‏گفت ناگهان رحمت حق فرود آمد، بیابانها و گودالها را پر آب نمود. در این مورد سرایندگان اشعاری عبدالمطلب سرورده‏اند که یک بیت آن را می‏نگاریم:

 

«مبارک الاسم یستسقی الغمام به 

ما فی الانام له عدل ولا خطر

 

«نام مبارک، نامی که به وسیله او از ابر آسمان، باران طلبیده می‏شود در میان مردم برای او لنگه و همتائی نیست».

در این مورد ابوطالب قصیده‏ای که در سیره حلبی و غیره نقل شده است.

4- شهرستانی در ملل و نحل سرگذشت «استسقأ» عبدالمطلب را روشنتر نقل می‏کند و می‏گوید: دو سال گذشت قطره‏ای باران از آسمان مکه به سرزمین آن فرود نیامد، وی به ابوطالب دستور داد که فرزند او را «محمد» که در آن روزها کودک شیرخواری بیش نبود حاضر کند، او نوه خویش را روی دست گرفت و رو به کعبه ایستاد، و گفت خدایا به حق این کودک ما را از باران رحمت خود سیراب نما.

این جمله‏ها را می‏گفت در حالی که نوه خود را به سمت بالا می‏اندخت، و می‏گرفت، دعای او به هدف اجابت رسید، و چیزی نگذشت که باران رحمت به شدت بارید تا آنجا که ترسیدند که به مسجد الحرام آسیبی وارد شود.

سپس می‏نویسد: او در پرتو این نور (محمد) فرزندان خود را به اخلاقی نیک و روشهای ستوده دستور می‏داد، و می‏گفت پس از این جهان سرای دیگری است که در آنجا نیکوکاران به پاداش کار خود و بدکاران به کیفر اعمال خود خواهند رسید.

5- در سایه اختلافی که میان او و قریش پس از حفر چاه زمزم رخ داد، قریش برای رفع اختلاف تصمیم گرفتند که همراه عبدالمطلب به کاهنی که در جانب شام زندگی می‏کرد، مراجعه کنند در نیمه راه، عطش بر آنان غلبه کرد و همگی در آستان مرگ قرار گرفتند، در این موقع تصویب شد که هر فردی از آنان برای خود گودالی به عنوان قبر بکند، که اگر مرگ او فرا رسد کسی که در کنار او است او را در گودال دفن کند و بدین صورت همگی جز آخرین نفر، در زیر خاک قرار گیرند و طعمه درندگان نشوند. هر فردی برای خود قبری کند و در انتظار فرا رسیدن مرگ خود نشست و همگی در این حالت به سر می‏بردند که ناگهان «عبدالمطلب» گفت برخیزید در این بیابان گشت بزنیم شاید برآبی دست یابیم زیرا دراز کشیدن و در انتظار مرگ نشستن جز ناتوانی، چیزی نیست، گشت زنی آغاز گردید، افراد در اطراف بیابان پراکنده شدند، ناگهان آبی از زیر پای شتر عبدالمطلب فوران کرد «عبدالمطلب» و یاران او تکبیر گفتند و با شادی و خرسندی خاصی از آن نوشیدند و ظرفها را پر کرده و در همان نقطه از مخاصمه با عبدالمطلب دست برداشتند و گفتند:

خدائی که در این بیابان ترا با این آب زلال سیراب کرده همان خدا نیز زمزم را در اختیار تو نهاده است لازم است همگی به مکه بازگردیم و سرپرستی «سقایت حجاج» را بر عهده بگیری.

6- ام ایمن می‏گوید «سرپرستی محمد» - پس از بازگشت از صحرا - بر عهده من بود، روزی از او غفلت کردم ناگهان «عبدالمطلب» را بر بالین خود دیدم و به من گفت من فرزندم را در نقطه‏ای به نام «سدره» یافتم مبادا از او غفلت ورزی، اهل کتاب می‏گویند او پیامبر این امت است و من از شر آنان نسبت به او در امام نیستم. ام ایمن افزود:

عبدالمطلب غذائی صرف نمی‏کرد مگر اینکه می‏گفت: فرزندم را حاضر کنید و او را گاهی در کنار خود و گاهی روی زانوی می‏نشاند و در همه چیز او را بر خود مقدم می‏داشت.

7- او به هنگام مرگ، حکومت و امور مربوط به کعبه را به فرزند خود «زبیر» و سقایت زمرم و سرپرستی پیامبر را به فرزند دیگرش «ابوطالب» واگذار کرد و وجود محمد را در خانواده خویش شرف عظیم نامید و اشعاری به هنگام مرگ سروده که مضمون آن تأکید بر سعی و کوشش در حفظ پیامبر (ص) از گزند دشمنان می باشد.

با توجه به این قضایا و نظایر آن در تاریخ، دیگر نباید در ایمان عبدالمطلب و توحید و یکتا پرستی او، شک و تردید نمود، مردی که پیوسته مورد عنایت گسترده الهی می‏باشد، محال است گرد بت بگردد، از عبادت خدای یکتا روی گرداند و به مخلوق چوبین و آهنین او متوسل گردد.

پس از درگذشت پیامبر گرامی و مطرح شدن خلافت عترت و پیدایش محدثان عثمانی که پیوسته در پائین آوردن مقام علی و فرزندان او کوشش می‏نمودند، خصوصیات زندگی نیاکان پیامبر (ص) را به دست فراموشی سپرده زیرا نقل هر نوع رویدادی که از کرامت و فضیلت این بیت حکایت می‏کرد مایه سرفرازی امام بود از این جهت، غرض ورزیها و یا خوف و ترس سبب شد که این بخش از زندگی بیت نبوی به صورت بسیار کم رنگ در تاریخ مطرح گردد و این مقدار کمی که نقل گردیده در پرتو الطاف الهی از گزند دشمنان مصون مانده است.

 

>ایمان ابوطالب پیش از بعثت‏

>ایمان ابوطالب پس از بعثت‏

>دلائل سه گانه بر ایمان ابوطالب‏

>نظر دانشمندان شیعه‏

>بررسی حدیث ضحضاح

>نتیجه

ایمان والدین پیامبر

دلائل روشن تاریخی ما را به ایمان نیاکان و عموی پیامبر حضرت ابوطالب (ع) رهبری نمود، اکنون وقت آن رسیده است که ایمان پدر و مادر پیامبر (ص) را مورد بررسی قرار دهیم.

نظریه مشهور در میان علما اسلام مانند «امامیه و زیدیه» و محققان اهل سنت این است که «والدین» پیامبر (ص) بر خط توحید بودند و آنی از آن منحرف نشده‏اند از آنجا که تاریخ از زندگانی هر دو کمتر ضبط کرده است از این جهت، منکران ایمان آنان کوچک‏ترین دلیلی در دست ندارند، در حالی که برای اثبات ایمان آنان قرائنی در دست هیت که اینک به ترتیب می‏نگاریم:

1- روزی «فاطمه خثعمی» خود را بر «عبدالله» عرضه کرد او در پاسخ درخواست او دو شعر انشأ کرد که از تقلید او به عفت و پاکدامنی، کاملاً حکایت می‏کند و چنین گفت:

 

اما الحرام فالممات دونه‏ 

والحل لا حل فاستبینه

 

یحمی الکریم عرضه و دینه 

فکیف بالامر الذی تبغینه‏

 

«مرگ بهتر از اجابت به درخواست حرام است، درخواست حلالی وجود ندارد که در آن بررسی کنم، مرد کریم آبرو و دین خود را حفظ می‏کند، چگونه خود را به درخواست تو آلوده کنم».

2- پیامبر گرامی در سخنان خود می‏فرماید: «لم ازل انقل من اصلاب الطاهرین الی ارحام الطاهرات = من پیوسته از صلب پدران طاهر، به رحمهای مادران پاک منتقل می‏شدم. مقصود از طهارت در این حدیث تنها پاکیزگی از اعمال زشت نیست، بلکه معنی وسیعی دارد که پاکیزگی از شرک و بت پرستی را نیز دربر می‏گیرد.

3- درباره ایمان مادر پیامبر «آمنه» کافی است بدانیم که از نبوت فرزند خود کاملاً آگاه بود، در سفری که برای دیدن بستگان خود به مدینه رفته بود، و پیامبر را نیز همراه داشت، پیوسته می‏دید که «احبار» یهود مدینه از نبوت فرزند او خبر می‏دهند و او از ترس گزند آنان فوراً مدینه را به عزم مکه ترک گفت و در نیمه راه در نقطه‏ای به نام «ابوأ» درگذشت و به هنگام احتضار دیدگان خود را باز کرد، و به صورت فرزند خود نگریست و این دو بیت را سرود:

 

ان صح ما ابصرت فی المنام‏ 

فانت مبعوث الی الانام‏

 

فا لله انهاک عن الاصنام‏ 

ان لا توالیها مع الاقوام‏

 

«اگر آنچه در رؤیا دیده‏ام صحیح و پا برجا باشد تو برانگیخته شده جهانیان هستی خدا ترا از گرایش به بت باز داشته تا مانند دیگران به ولایت آنها معتقد نباشی».

آنگاه آخرین جمله‏های او این بود «کل حی میت، و کل جدید بال، و کل کبیر یفنی، و انا میته و ذکری باق و ولدت طهرا».

«هر زنده‏ای می‏میرد، هر تازه‏ای کهنه می‏شود، هر بزرگی، فناپذیر است و من می‏میرم و یاد من جاودان است و بر آئین پاک متولد شدم».

زرقانی در شرح مواهب از جلال الدین سیوطی نقل می‏کند که او پس از نقل این قسمت می‏گوید این اعترافها حاکی است که او یکتا پرست بوده زیرا از آئین ابراهیم نام برده و از رسالت فرزند خود بشارت داده است.

شیخ مفید که بیانگر عقائد امامیه است می‏گوید: علمای امامیه اتفاق نظر دارند که نیاکان پیامبر (ص) از آدم تا عبدالله همگی مؤمن و موحد بودند و در این مورد با آیات قرآن و اخبار استدلال نموده‏اند و خود پیامبر فرمود: من پیوسته از صلب پدران پاک به رحمهای مادران پاکیزه منتقل می‏شدم تا دیده به این جهان گشودم سپس می‏افزاید: آمنه بنت وهب بر خط توحید بود و او در زمره مؤمنان محشور می‏شود.

4- ابن کثیر در کتاب «البدایه و النهایه» روایات فراوانی را گردآورده که همگی از ایمان و توحید «والدین» پیامبر (ص) حکایت می‏کند که ما برخی را نقل می‏کنیم:

روزی پیامبر در یکی از خطابه‏های خود چنین گفت: «من محمد بن عبدالله هستم هر موقع مردم دو دسته می‏شدند خدا مرا در جانب بهترین آنان قرار می‏داد تا اینکه از ابوین خود متولد شدم و هرگز دامنم به پلیدیهای جاهلیت آلوده نشد و از آدم تا برسید به والدینم، میوه ازدواج هستم، نه عمل زشت از این جهت بهترین شما هستم از نظر پدر».

5- عائشه می‏گوید: پیامبر از جبرئیل نقل کرد که او گفت، شرق و غرب را زیر و رو کردم، بهتر از «محمد» ندیدم. قبیله‏ای بهتر از بنی هاشم پیدا نکردم، و مقصود از «بهترین» همان ثبات در خط توحید و حفظ سنتهای ابراهیمی است.

6- شکی نیست که ابراهیم درباره فرزند خود چنین دعا کرد...

را به صورت یک اصل ثابت در نسل او باقی بدار. چنانکه می‏فرماید: «وجعلها کلمة باقیة فی عقبه».

دعای ابراهیم هر چند شعاع گسترده‏ای دارد ولی نیاکان پیامبر قدر مسلم آن است اگر دعای ابراهیم درباره فرزندان خود به هدف اجابت رسیده و توحید به عنوان یک اصل ثابت در «نسل» او باقی مانده است. قطعاً نیاکان پیامبر مصداق مسلم آن بوده‏اند.

منبع: مدینة العلم کتابخانه پیامبر اکرم(ص)

بهشتیان





نوع مطلب : مقالات پیرامون پیامبر اکرم (ص)، 
برچسب ها : آئین نیاکان پیامبر اکرم(ص)، بهشتیان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 اسفند 1393 01:06 ب.ظ
با 49ت و در یک هفته طراح سایت شوید!
یکشنبه 24 اسفند 1393 12:45 ب.ظ
با سلام
آیا می خواهید صاحب یک سایت شوید؟
آیا می خواهید با کمترین هزینه یک سایت کاملا شیک و ارزان را از آن خود کنید؟
آیا می دانید به همراه خرید یک سایت با قیمت ارزان ، یک عدد دامنه .ir و یک هاست حرفه ای را به رایگان از ما دریافت می کنید؟

پس همین حالا با مراجعه به وب سایت سایت ساز و مشاهده تمامی سایت های آماده اقدام به انتخاب سایت مورد نظر خود نمایید.

با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز!
به وبلاگ بهشتیان خوش آمدید...
در این بلاگ می توانید به بیش از 1100 مقاله،مطلب و دیگر موارد در زمینه های فرهنگی، اجتماعی،دینی،مذهبی و...
دست پیدا کنید.
آدرس اینستاگرام نویسنده: www.instagram.com/mostafasayyedi
تبادل لینک هم با هر سایت و وبلاگی که با خدا باشه آزاده...
موفق باشید

مدیر وبلاگ : سید مصطفی سیدی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد بلاگ بهشتیان






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :