تبلیغات
بهشتیان - آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام(ص) قسمت اول
بهشتیان
هر چه را که بخواهید...

آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام(ص)

قسمت اول

پادشاهان ساسانی آگاه از امر پیامبر(ص)

پیروزی قبائل عرب بر سپاه ایران با استمداد از نام مقدس پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در جنگ «ذی‏قار»، نامه دعوت پیامبر اسلام به خسروپرویز و گزارش‏های «بازان»، کارگزار شاه ایران در یمن در مورد پیامبر اسلام، از جمله راه‏های آگاهی خسروپرویز از بعثت پیامبر اسلام بود.

نعمان بن منذر و جنگ ذی ‏قار

نعمان بن منذر حاکم حیره بود. خسروپرویز طی بخشنامه‏ای، شرایط جسمی دخترانی را که باید جهت خدمت به پادشاه به دربار ایران فرستاده می‏شدند، به فرماندهان نواحی مختلف و از جمله نعمان ارسال داشت(از جمله‏ی شرایط: راست خلقت، پاکیزه رنگ، سپید گردن، سپیدروی، درشت ابروی، درشت چشم، سیاه‏چشم، سرخ‏گونه، باریک‏بینی، کشیده‏ابرو، نکوقد، سیاه‏گیسو، بزرگ‏سر، گشاده‏سینه، درشت‏بازو، باریک‏انگشت، خوش‏شکم، میانه‏باریک، ظریف‏پای، نرم‏رفتار، فرمان‏بردار، نیکونسب، با آزرم، نیک‏سیرت، ادب‏آموخته، کارآزموده، نرم‏صدا، کوتاه‏زبان، شرمگین و...».

خسرو دبیری داشت به نام «زید» که پدرش به دستور نعمان کشته شده بود. زید شاه را خبر داد که نعمان دختری دارد واجد همه شرایط بخشنامه. شاه طی دستوری به نعمان خواستار ارسال دخترش شد. نعمان جواب داد که سیه‏چشمان ایرانی برای شاه پسندیده‏تر هستند تا عربان سیه‏چهره. زید جهت انتقام خون پدر حیله کرد و چنین ترجمه نمود: «ماده‏گاوان ایران شما را بس نباشد که زنان ما را می‏جویید؟». همین جواب خشم خسرو را چنان برانگیخت که دستور قتل نعمان را صادر نمود. نعمان میان اعراب فراری شد و خانواده و اموال خود را -که از جمله‏ی آن هشت صد زره عالی بود- تحت حمایت یکی از بزرگان عرب به نام «هانی‏بن مسعود» قرار داد. چون شاه خبر از اموال نعمان یافت، «ایاس بن قبیصه طائی» را با بیست هزار رزمنده ایرانی به سوی «هانی» فرستاد تا تَرَکه نعمان را بازپس گیرد. هانی نخواست چیزی را که در حمایت گرفته بود، پس بدهد و با اعراب بنی‏شیبان، بنی‏بکر و بنی‏عجل به مقابله سپاه ایران شتافت. تلاقی؛ در منطقه ذی‏قار روی داد و سپاهیان درهم آمیختند. فرار به اردوی اعراب افتاد اما روز دیگر، اعراب باز گشته و با توجه به تشنگی لشگر ایران و در کمین افتادنشان، شمشیر در میان ایرانیان گذاشتند و جنگ به سود اعراب پیش رفت. این جنگ در زمانی اتفاق افتاد که پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به مدینه هجرت کرده و جنگ بدر اتفاق افتاده بود. هانی به سپاه اعراب گفت: شنیده‏ایم، از عرب پیغمبری بیرون آمده به نام «محمّد» و در چند جنگ ظفر یافته و می‏گویند هرکه نام او می‏برد، حاجتش روا می‏شود و کسی که در بیابان هلاک می‏شود یا شتری گم می‏کند نام او می‏برد و راه می‏یابد و گم‏شده خود را پیدا می‏کند. شما در جنگ، نام محمد فراخوانید تا نصرت، ما را رسد. اعراب این سخن را به جان قبول کردند و روز دوم جنگ -که به سود اعراب بود- لشگر هانی به یکبار نعره برآوردند «محمدنا منصور» یعنی محمد با ماست و نصرت و پیروزی ما را بُوَد. اعراب با این شعار بر سپاه ایران تاختند و تعداد زیادی از ایرانیان کشته شدند و بقیه فراری گشتتند و در همین زمان، پیامبر که از طریق جبرئیل خبر جنگ و شکست ایرانیان را دریافت، فرمود: «خداوند، عرب را بر عجم نصرت داد» و این اول روز بود که عرب؛ داد از عجم بستانید. (کشتار وحشتناک اعراب توسط شاپور ذوالأکتاف را به خاطر داشته باشید).

مورد استناد در جنگ «ذی‏قار» این است که «ایاس» فرمانده لشگر ایران -که از طرف خسرو، به جای نعمان به حکومت حیره منصوب شده بود- به اسارت اعراب افتاد، وی را نکشته آزاد نمودند. ایاس به دربار ایران باز گشته شرح جریان جنگ و استعانت اعراب از نام پیامبر مسلمانان را بازگو نمود.

نویسنده: اصغر حیدری

کتابخانه پیامبر اعظم(ص) مدینة العلم

بهشتیان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز!
به وبلاگ بهشتیان خوش آمدید...
در این بلاگ می توانید به بیش از 1100 مقاله،مطلب و دیگر موارد در زمینه های فرهنگی، اجتماعی،دینی،مذهبی و...
دست پیدا کنید.
آدرس اینستاگرام نویسنده: www.instagram.com/mostafasayyedi
تبادل لینک هم با هر سایت و وبلاگی که با خدا باشه آزاده...
موفق باشید

مدیر وبلاگ : سید مصطفی سیدی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد بلاگ بهشتیان






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :