تبلیغات
بهشتیان - خطبه حضرت زینب(س) قسمت دوم

خطبه حضرت زینب(س)

قسمت دوم

اکنون خاندان و نیاکان خود را می خوانی و فکر می کنی که آن ها دعوت تو را پاسخ می گویند؟ تو نیز به زودی به آن ها خواهی پیوست و آرزو خواهی کرد که ای کاش دستت از حرکت می ایستاد و زبانت لال می شد تا آن حرکات زشت را انجام نمی دادی و آن سخنان را نمی گفتی. پروردگارا! حق ما را از دشمنان بگیر و انتقام ما را از آنان که به ما ستم رو داشته اند بگیر و آتش غضب خویش را بر سر آنان که خون ما و مردان ما را ریختند فرو فرست. به خدا سوگند! که پوست بدن خود را شکافته، گوشت خود را تکه تکه کردی.

به زودی نزد رسول خدا(ص) خواهی رسید در حالی که بار سنگینی از ریختن خون فرزندانش و شکستن حُرمت خاندانش و پاره های بدن آن حضرت را برگردن داری. در آن روز خداوند پریشانی آنان را به جمعیتی مبدل کرده و داد آن ها را می ستاند و مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند؛ بلکه زنده اند و نزد پروردگار روزی می خورند.))

برای تو این بس است که حکومت برای تو باشد و محمد(ص) دشمن تو است و جبرئیل یار و یاور او است و به همین زودی کسانی که تو را بر این مسند نشاندند و بر گروه مسلمانان سوار کرده اند خواهند دانست که کیفر ستمکاران چقدر دردناک است و خواهند دانست که کدام یک از شما بدتر و کدام یک ضعیف تر هستند. اگر چه سختی های روزگار مرا مجبور کرد که با تو سخن بگویم؛ اما من تو را ناچیز به حساب می آورم و بسیار سرزنش می کنم؛ ولی چشم ها گریان و سینه ها غمناک است. عجیب است که یاران خدا و بزرگان دین به دست یاران شیطان کشته شدند و دست های نحس آن ها به خون پاک ما آغشته گردد و دهان پلیدشان از شیرۀ گوشت ما بدوشد و بنوشد و بدن های پاکیزه را گرگان بیابان به دندان بگیرند و آن بدن های شریف را بچّه کفتارها به خاک کشند! اگر تو کشتن و اسارت ما را غنیمت می شمری به زودی باید غرامت سنگین بپردازی، در آن هنگام که هیچ چیز جز اعمال خود را نمی بینی؛ پروردگارت به بندگانش ستم نخواهد کرد، پس به خدا از تو شکایت می کنم و بر او تکیه می زنم.

پس هر حیله ای داری به کار بند و هر چه می توانی تلاش کن.

به خدا سوگند! یاد ما از دلت بیرون نخواهد رفت و وحی ما فنانا پذیر است. به مقام ما هرگز نخواهی رسید و این لکّۀ ننگ را نمی توانی از خود بزدایی. فرمانت بی اعتبار و زمان حکومت تو کوتاه است و یارانت پراکنده خواهند گشت در آن زمان که شخصی بانگ بر آورد: لعنت خدا بر ستمگران باد. از خدا می خواهم که پاداش خود را بر شهیدان تکمیل گرداند و اجر و مزد آنان را بیفزاید و جانشینی نیکو، از ما برای آن ها قرار دهد؛ زیرا خداوند بخشنده و مهربان است و او محل قرار ما است و ما را کافی است و او وکیلی نیکو است.))

یزید لعنت الله علیه گفت: این ناله ها مخصوص زنان است و چقدر مرگ بر آنان آسان است!

راوی می گوید: سپس یزید با افراد خود در مورد اهل بیت مشورت کرد.

آن ها گفتند: آنان را آزار بده.

نعمان بن بشیر می گوید: نگاه کن که رسول خدا با آنان چه رفتاری داشت، تو نیز با آنان همان طور رفتار کن.

حسینی باشید...

منبع: کتاب لهوف،سید بن طاووس، ترجمه و ویرایش: انتشارات بوستان دانش، مهدی صباغی

.: Weblog Themes By SlideTheme :.